امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

مسیحیت و نقش آن در آفریقا (علل افزایش کلیسا)


توضیحات کوتاه:

مسیحیت و اسلام هر دو در آفریقا مانند ادیان بومی هستند و عمیقا در تاریخ این قاره ریشه دارند. این دو دین به ویژه با هجوم به مناطق نفوذ ادیان سنتی از قرن نوزده مدعی مردم ...


توضیحات:

مسیحیت و اسلام هر دو در آفریقا مانند ادیان بومی هستند و عمیقا در تاریخ این قاره ریشه دارند. این دو دین به ویژه با هجوم به مناطق نفوذ ادیان سنتی از قرن نوزده مدعی مردم آفریقا می شوند. نوشته های فراوان درباره نفوذ و نقش اسلام و مسیحیت در آفریقا وجود دارد و تالیف کتب و منابع گوناگون در این زمینه سریعا در حال افزایش است.

مسیحیت در آفریقا
مسیحیت در آفریقا پیشینه کهنی دارد که به درستی می توان آن را به عنوان دین آفریقایی و دینی بومی و سنتی توصیف کرد. بسیار قبل از شروع اسلام در قرن هفتم میلادی، مسیحیت کاملا در سراسر آفریقای شمالی، مصر، بخش هایی از سودان و اتیوپی، تثبیت یافته بود. این نوع پویایی از مسیحیت بود که علما و متکلمین بزرگی مانند ترتولیان را بوجود آورد. مسیحیت آفریقائی نقش بزرگی در عالم مسیحیت از طریق تحقیق دینی، شرکت در شوراهای کلیسائی، دفاع از ایمان، نهضت هایی مانند رهبانیت، الهیات، ترجمه وحفظ کتابهای مقدس، شهادت، مدرسه تعالیم مذهبی اسکندریه، آداب و مناسک دینی و حتی بدعت ها و مباحثات کلامی ایفا نمود.
کلیسا در اتیوپی و مصر سرانجام اسلام، بت پرستی و فشار سیاسی نه تنها از توسعه، بلکه همچنین از ادامه حیات مسیحیت آفریقایی جلوگیری کردند، تا این که کلیسای قدیم در آفریقا تا حد زیادی تقلیل پیدا کرد، و تنها در اتیوپی و مصر به حیات خود ادامه داد. در این کشورها مسیحیت هویت خود را هم به عنوان ایمان جهانی و هم به عنوان دین بومی نگه داشته است. در حالی که این کلیسا از اقلیت کوچکی در مصر برخوردار است، در اتیوپی تا شیوع انقلاب سوسیالیستی در سال 1974 همیشه از موقعیت ممتاز و رهبری برخوردار بوده است. برای قرنهای متمادی کلیسا در اتیوپی از تماس مداوم با بقیه عالم مسیحیت دور بود، که تا حدودی به آن کمک کرد که باور منحصر بفرد و هویتی آفریقایی بدست آورد، اما همچنین آن را به نوعی محافظه کاری دچار کرد که برای تطبیق خود با عصر جدید غلبه بر آن بسیار دشوار است. کلیساهای مدور، قدسین فراوان، اعیاد ماهانه و روزه های مکرر، اختصاص جایگاه مهمی به مریم باکره مقدس، حفظ بسیاری از سنن یهودی، سلسله مراتب خادمین کلیسا، کشیشان و اسقف ها، هفت آیین مقدس، آداب و مناسک دینی با شکوه، روحانیون قدرتمند اما به خوبی تربیت یافته، و الهیات منوفیزیت در آن جا وجود دارد. در حالی که کلیسا در اتیوپی علی رغم تهاجمات اسلامی جان بدر برد و موقعیت خود را به عنوان نیروی مذهبی اصلی در این کشور، در مصر، مانند دیگر قسمتهای شمال آفریقا، حفظ کرد، در مناطق دیگر تقریبا از بین رفت. آنچه از این کلیسای قبطی باقی ماند سنتی طولانی دارد که به زمان رسولان باز می گردد. مسیحیان از زبان عربی استفاده می کنند (اگر چه زبان قبطی مانند لاتین در کتابهای دعا و مناجات به موازات عربی یافت می شود فراموش شده است)، روزه های فراوان می گیرند و نوع مسیحیت رایج در اتیوپی را منعکس می کنند. روحانیون آن از سلسله مراتب خادمین، کشیشان، اسقف ها و پاپ تشکیل می شود. بنابراین اینها دو عرصه عمده در آفریقای امروز هستند که در آنها مسیحیت به راستی آفریقایی، بومی، و سنتی است، با ریشه هائی که عمیقا در تاریخ و سنتهای کسانی که به آن ایمان دارند قرار دارد. در نوبیا و دیگر مناطق سودان مسیحیت برای چند قرن تا همین اواخر که تسلیم نیروهای مخالف شد دوام آورد. کلیسای قدیم در این دو کشور فاقد گسترش مسیونری آگاهانه بود، اگر چه شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد مسیحیت فراتر از مناطقی در اتیوپی و مصر امروزی گسترش یافت. کلیسای کاتولیک رومی از طریق کشیشان خود در پرتقال فعالیت تبلیغ مسیحی خود را از آغاز قرن پانزده در سراسر خلیج غربی، شرقی و دهانه رود کنگو تثبیت نمود. بیشتر این فعالیت مذهبی در درجه اول متوجه بازرگانان اروپایی بود، و فقط در چند جا در داخل نفوذ کرد و تعداد قابل توجهی ازآفریقاییان را به مسیحیت درآورد. هنگامی که دانمارک، هلند و بریتانیا، فعالیتهای مستعمراتی و تجاری و بحری خود را گسترش دادند، روحانیون آنان نیز نیازهای تعداد فزاینده اروپاییان را پاسخ می گفتند. اما این حضور مسیحیت اروپایی به سختی بر مردم آفریقا تاثیر گذاشت، اگر چه چند جامعه، مخصوصا در دهانه کنگو به نظر می آید که به مسیحیت گرویده باشند.

نقش آزادی بردگان در گسترش مسیحیت در آفریقا
گسترش جدید واقعی مسیحیت در آفریقا با بردگان آزاد شده مسیحی شروع شد که بتدریج در انتهای قرن هیجده به آفریقای غربی بازگشتند. در میانه قرن نوزده، مسیحیت بطور فزاینده ای در طول ساحل از سیرالئون تا نیجریه پیروان زیادی بدست آورد. این گسترشی خود بخود و حتی گاه بدون کمک مداوم از سوی روحانیون بود. مسیحیت همچنین در این دوره نفوذ به داخل آفریقا را آغاز کرد.
نقش فعالیتهای میسیونری مسیحی در گسترش مسیحیت در آفریقا مرحله بعدی نتیجه فعالیتهای میسیونری بود که در قرن نوزده شروع شد. در آن زمان، علاقه بریتانیا، اروپا و ایالات متحده به آفریقا افزایش یافت، چنانکه ورود سازندگان امپراطوری، بشر دوستان، کاشفین، میسیونرها، شکارچیان، بازرگانان، روزنامه نگاران و دیگران از این کشورها شاهد این افزایش علاقه هستند. میسیونرهای مسیحی اروپا و آمریکا حتی کمی قبل و یا هم زمان با اشغال مستعمراتی به داخل آفریقا نفوذ کردند. تصویری را که آفریقاییان از مسیحیت دریافت کردند و هنوز هم تا حد زیادی به قوت خود باقی است، و از دوران حکومت مستعمراتی با تمام آنچه شامل می شود بسیار تاثیر می پذیرد. یک ضرب المثل گیکو یو این حقیقت را خیلی خوب خلاصه می کند: «کشیش میسیونری کاتولیک رومی و اروپایی وجود ندارد هر دو یکی هستند!». ویژگی خاص دیگر مسیحیت میسیونری آن است که تقریبا هر فرقه و گروه مذهبی در اروپا، بریتانیا و آمریکا، کار خود را در آفریقا شروع کرده است. نتیجه آن است که آفریقا تصویر واحدی از مسیحیت ندارد بلکه چندین تصویر دارد. سنت ها و ساختارهای کلیسائی متفاوتی از ماورای بحار وارد شده اند، و مسیحیان آفریقایی آنها را حتی بدون درک معنی یا سابقه شان به ارث برده اند این فرقه ها بسیار بیشتر تلاش می کنند تا مذاهب آنگلیکن و غیره را «کامل» معرفی می کنند تا از نوکیشانشان پیروان خوبی برای عیسی مسیح بسازند. فرقه گرایی یکی از بدترین عناصر تفرقه افکن در آفریقای جدید است، و بعضی از فرقه ها درگیر نزاعهای بدنی می شوند، در حالی که امروزه آنان برای جذب نوکیشان و در موعظه های تبلیغی رقابت می کنند. به هر حال، برای بهبود این وضع از طریق میسیونری و سازمانهای مشترک گوناگون مانند «شوراهای مسیحی» کار در میان پناهندگان و قربانیان قحطی یا جنگهای داخلی، ترجمه های انجیل، آموزش الهیات کوششهایی به عمل می آید ونیز برای تشکیل کلیساهای متحد تلاشهای ضعیفی انجام می گیرد.
مسیحیت در نیمه اول این قرن از طریق تلاش های مشترک میسیونرهای ماورای بحار و نوکیشان آفریقایی به سرعت گسترش یافته است. مدرسه ها، به اماکن تبلیغی تجمعات مسیحی تبدیل شدند، و نوکیشان نام «قاریان» را بدست آوردند. همان ساختمانها به عنوان مدرسه ها از دوشنبه تا جمعه و به عنوان کلیساها در روز شنبه (برای درسهای نوآموزان تعلیم مسیحیت) و روز یکشنبه (برای نیایش) مورد استفاده قرار می گرفتند. این آفریقایی ها بودند که در این مدرسه ها عمیق ترین تاثیرات را از دگرگونی جدید پذیرفتند. نکته دیگر این است که میسیونرهایی که این مرحله جدید توسعه مسیحیت را در آفریقا آغاز کردند، به همراه کمک کنندگان آفریقایی شان، مردان و زنانی متدین، مخلص و متعهد بودند. اما آنان متاله نبودند. بعضی از آنان از آموزش اندکی برخوردار بودند، و بیشتر مبلغین و خطیبان آفریقایی یا بی سواد بودند و یا تنها آموزش رسمی اندکی داشتند. این فعالان مذهبی بیشتر به تبلیغ عملی، آموزش و مراقبت پزشکی مشغول بودند تا با هر گونه موضوعات دانشگاهی و الهیات که ممکن بود از حضور مسیحیت در آفریقا ناشی شود. مسیحیت میسیونری از ابتدا آماده رویارویی جدی با ادیان و فلسفه سنتی یا تغییرات جدید در آفریقا نبود. حالا کلیسا در اینجا خود را در وضعیت تلاش برای ادامه حضور خود بدون الهیات می یابد. با وجود این، از دهه 1960 رشد الهیات آفریقایی بسیار آشکار شده و در سالهای اخیر سرعت فوق العاده ای بدست آورده است. این الهیات در میان چیزهای دیگر، تلاش می کند ایمان مسیحی را برطبق انجیل و در درون بافت کامل آفریقایی درک و تفسیر کند و برای این کار هم میراث فرهنگی وهم شرایط معاصر را در نظر می گیرد. این وظیفه ای نامحدود است و الهیات خلاق هرگز نمی تواند خودرا بی کار ببیند.

رشد کلیساهای مستقل یا جدائی طلب در آفریقا
شاید جدی ترین پدیده مسیحیت، اگر نگوییم پدیده ای منحصر بفرد، در آفریقای جدید، رشد کلیساهای مستقل یا جدائی طلب است. بطور متوسط، اینها فرقه های کوچکی هستند که از کلیساهای میسیونری و از یکدیگر جدا شده اند. حدود بیش از هفت هزار کلیسای مستقل در سال 1984 در سراسر آفریقا گزارش شده است. تقریبا تمام آنها به جز چند تایی از کلیسای کاتولیک روم، هیچ نفوذی در آفریقا ندارد از زمینه های کلیسائی پروتستان، لوتری و انگلیکن سرچشمه گرفته اند. حداقل سیزده درصد از مسیحیان در آفریقا به این کلیساهای مستقل تعلق دارند.
علل افزایش و تداوم کلیساهای مستقل یا جدائی طلب در آفریقا چندین علت باعث افزایش و تداوم آنهاست. بطور کلی هر چه که درباره نهضت های کلیسایی مستقل در آفریقا گفته شود، آنها به شیوه های خاص خود کوشش هایی هستند از جانب مردم آفریقا برای «بومی کردن» مسیحیت و کاربرد آن به طرقی هستند که شاید بطور خود انگیخته مسیحیت را برای آنان هم عملی و هم معنادار می کند. رسوایی اختلاف در کلیساهای میسیونری پروتستان مثالی برای نوکیشان آفریقایی شده است. این واقعیت که میسیونرهایی که مسیحیت تکه تکه و تقسیم شده را به آفریقا آوردند و به تبلیغ آن پرداختند نسبت به موسسین فرقه ای، سنت ها و نوع مسیحیت خود مغرور هستند (یا بودند)، وضع را بدتر می کند. این امر موجب این تصور می شود که اختلافات کلیسا اهمیتی ندارد. از نظر آفریقایی، منطق آن این است که از آنجا که میسیونرها به فرقه های متعددی تعلق دارند، چرا آفریقاییان کلیساهای خاص خود را که بوسیله مسیحیان آفریقایی تاسیس واداره می شود نداشته باشند؟ همه چیز به کنار، محصول داخلی اغلب ارزان تر از کالاهای وارداتی است. یکی از چیزهایی که جدایی طلبی از کلیساهای میسیونری را دامن می زند نظارتی است که میسیونرها بر نوکیشان و اجتماعات مسیحی خود اعمال می کنند. به این معنی که به نظر می رسد اروپاییان و امریکاییان هم در امور سیاسی و هم کلیسایی آفریقاییان حاکم هستند. با شورش علیه حکومت اروپایی، آفریقاییان جریمه، زندانی، تبعید یا محکوم به مرگ می شوند. اگر آنان علیه سلطه میسیونری در کلیسا قیام می کردند در بدترین حالت فقط می توانستند از کلیسا رانده شوند، و اگر چنین می شد می توانستند کلیساهای خود را آزاد از تسلط میسیونری شروع کنند. در کلیساهای خود کنترل همه امور را در دست داشتند. از این رو پدر سالاری میسیونری و تسلط بسیاری از مسیحیان آفریقایی را برای یافتن استقلال محلی و قطع پیوندهای سازمانی شان با کلیساهای تحت رهبری میسیونری هدایت کرده است. به علاوه ملی گرایی آفریقایی نمی تواند در مرتبه سیاسی توقف کند، و تا زمانی که کلیسا در دستان خارجی است، اگرچه به واسطه عیسی مسیح خواهر و برادر هستند، آفریقاییان علیه وضع موجود برای درخواست آزادی کلیسائی قیام خواهند کرد. بطور کلی از طریق یا در کلیساهای مستقل است که این آزادی تحقق پیدا می کند. در ارتباط با آرمان آخر، این واقعیت نیز وجود دارد که اختلافات شخصیتی و رهبری میان میسیونرها و مسیحیان آفریقا، و نیز بین بعضی از خود آفریقاییان، سبب تسریع جدایی کلیساها شده است. علت اساسی که شاید به آسانی مشهود نیست، این است که مسیحیت تبشیری (میسیونری) به قدر کافی در عمق دیانت آفریقایی نفوذ نکرده است. آفریقاییان تا حد زیادی مذهبی اند و در زندگی سنتی نمی دانند چگونه بدون مذهب زندگی کنند. مسیحیت میسیونری برای بسیاری از آفریقاییان به معنی رعایت مجموعه ای از قوانین و دستورات، انتظار نویدهایی در جهان آخرت، خواندن سرودهایی بدون آهنگ، شعایری که باید انجام شوند و چند چیز ظاهری دیگر است. این مسیحیتی است که به شش روز در هفته و فقط دیدار در یک روز برای دو ساعت در روزهای یکشنبه و شاید یک بار در هفته محدود می شود. این مسیحیتی است که در ساختن کلیسا فعال است. بقیه هفته کلیسا خالی است. آفریقاییان که بطور سنتی خلاء مذهبی را نمی شناسند، احساس می کنند از این نوع مسیحیت دین کافی بدست نمی آورند، زیرا تمام زندگی و درک آنان را از جهان پر نمی کند. به علاوه، مسیحیان آفریقایی اغلب احساس می کنند در کلیساهای میسیونری کاملا غریبه هستند. برای مثال، بخش اعظم مسیحیت رسمی بر اساس کتابها استوار است اما مسیحیان پیرتری وجود دارند که سواد خواندن ندارند، سرودها از زبانهای اروپایی، انگلیسی و آمریکایی ترجمه می شوند و به الحان خارجی خوانده می شوند که ریتم اندکی دارند و بدون حرکات بدنی مانند دست زدن یا حرکت پایین تنه برای بیان مذهبی هستند. عبادت در کلیساهای میسیونری برای اکثر آفریقاییان واقعا ملال آور است. کلیساهای مستقل تلاشی برای یافتن «مکانی جهت احساس راحتی» هستند نه تنها در نیایش بلکه در کل اعتراف و بیان ایمان مسیحی. در زیر چتر «کلیساهای مستقل» مسیحیان آفریقا می توانند آزادانه اشک بریزند، غمهایشان را به زبان بیاورند، نیازهای مادی و معنوی خود را ظاهر سازند، به دنیایی که در آن زندگی می کنند پاسخ دهند و احساس درونی خود را در برابر خداوند بیان کنند. احساس غریبگی نه تنها توسط مسیحیت میسیونری بلکه به واسطه دگرگونی های جدیدی که ما از آنها در بخش قبلی سخن راندیم تسریع شده است. این تغییرات همبستگی و انسجام سنتی را از بین برده و تعداد فزاینده ای از مردم آفریقا را بدون پایه و اساسی برای زندگی خود رها ساخته است.

نهضت های کلیسایی مستقل
نهضت های کلیسایی مستقل کوشش هایی برای ایجاد پایه های جدیدی هستند که شاید بتوانند جایگزینی برای انسجام سنتی گسیخته شده بوجود آورند. گروههای تقریبا کوچکی از اعضای کلیساهای مستقل زمینه هائی روانی بوجود می آورند که در آنها مردان و زنان بی ریشه اندکی آرامش، حس وابستگی به یکدیگر، احساس یگانگی و اتحاد می یابند و درک می کنند که مورد نیاز و قبول اند.
تأثیر سیاست تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی در ایجاد کلیساهای مستقل در جمهوری آفریقای جنوبی، سیاست تبعیض نژادی یکی از علت های اصلی ایجاد بسیاری از کلیساهای مستقل در آنجاست. مساله زمان به عنوان علت اصلی برای تاسیس کلیساهای مستقل مطرح است. قابل توجه است که تقریبا تمام آنها از کلیسای پروتستان انگلیکن سرچشمه گرفته اند که در آفریقا سبب تغییر آیین فردی خواندن انجیل و نوعی امید به آینده و انتقال بی واسطه به بهشت را تشویق کرده است. از آنجا که باورهای سنتی درباره زمان بر دو بعد زمان زمنی و ساسا توجه اندک یا بدون توجه به آنچه که در آنسوی چند سال قرار دارد تاکید می کنند، امید به بهشت بی واسطه احتمالا برای مسیحیان آفریقایی بسیار بیم آور به نظر می رسد. آنان احتیاج دارند که «فوری» آن را واقعیت یافته ببینند، تا برای آنها معنی واقعی داشته باشد. نمی توانند تصور کنند که امکان پایان دنیا اسطوره ای فرا تاریخی است که نمی تواند با قوه درک و تصور مستقیم زنان و مردان سازگار باشد. آنان منتظر آمدن این غایت می مانند، اما بستگان مسیحی خود را می بینند که یک به یک می میرند. از نسل دوم مسیحیان به بعد ناامیدی وجود دارد و دقیقا در این لحظه است که جدایی آغاز می شود. کسانی که اعضای این فرقه ها را تشکیل می دهند، شاید ناخودآگاهانه، حداقل تحقق نسبی امیدشان از رسیدن بی واسطه بهشت یا فردوس را می بینند که در رهبرشان و اصول یا ویژگیهایی که وجه ممیزه فرقه جدید آنهاست تجسم می یابد. در نهضت جدید آنهاست که بعد آینده زمان به صورتی بسیار غنی تحقق می یابد و با معنی می شود.
(ادامه دارد...)

منابع
جان اس.مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

سایر اطلاعات:
کد مطلب: tddf
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اصول اعتقادی

دفعات بازدید: 5    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ب.ظ 8:53:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=tddf


هم گروهی ها
اساطیر در ادیان ایرانی غیر از زرتشتمیترا پرستان معتقد بودند هنگامی که جهان به پایان رسد، جسم نیز در سعادت ابدی سهیم است؛ همانگونه که روح از آن بهره می برد. به عقیده ...
نکات قابل توجه در نظریه دورکیمبا توجه به این تحلیل در نظریه دورکیم چند نکته گفتنی است:1. دین به هیچ روی با جادو پیوندی ندارد. بر خلاف نظر مردم شناسان معاصر دورکیم، که ...
چنین برآورد شده که امروزه هنوز 30 تا 40 درصد جمعیت آفریقا به دین سنتی آفریقایی عمل می کنند. چنان چه مسیحیان و مسلمانان را هم که بعضی از مواقع به آداب سنتی عمل می کنند ...
نهضتهای کلیسایی آفریقایی و تاکید بر استقلال از نظارت میسیونرینهضت های کلیسایی آفریقایی صورتی از مسیحیت را در این قاره به نمایش می گذارند. بیشتر آنها بر استقلال از ...
این افراد را به واسطه حرفه تخصصی و دانش و تجربه آنها در موضوعات مذهبی متخصصین می نامند، اما واژه های دیگری مانند «اشخاص مقدس»، «افراد ویژه»، «مقدسین» یا «متخصصین ...
ازدواج و تولیدمثل ازدواج رابطه ای پیچیده با جنبه های اقتصادی، اجتماعی و مذهبی است که اغلب چنان با یکدیگر تداخل دارند که نمی توان آنها را از یکدیگر جدا کرد. برای مردم ...
منشأ و ماهیت شر در باورهای مذهبی مردم آفریقامردم آفریقا از وجود شر در عالم بسیار آگاهی دارند، و به شیوه های گوناگون تلاش می کنند با آن مبارزه کنند. چندین نظر در رابطه ...
ب _ صفات اخلاقی خدااز صفات اخلاقی خداوند اطلاع اندکی در دست است. بسیاری از اقوام، نظیر قبایل آکامبا، بانیارواندا، ایلا، هررو و قبایل دیگر خدا را رحیم می دانند که نسبت ...
خدا و رنج و آلامدر حالی که، خداوند فعالانه حافظ مخلوقات خود است و معاش آنها را فراهم می سازد، در زندگی انسان رنج هایی وجود دارد که بسیاری از جوامع را دچار حیرت می کند. ...
خداوند پدر مخلوقاتبطور کلی این عقیده که خداوند پدر مخلوقات است در میان اقوام دیگر آفریقا گزارش می شود، که برخی از نامها یا تنها نام اصلی متشخص آنها به معنی پدر است. ...