امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

باورهای مذهبی مردم آفریقا (مفاهیم شر، اخلاقیات و عدالت)


توضیحات کوتاه:

منشأ و ماهیت شر در باورهای مذهبی مردم آفریقامردم آفریقا از وجود شر در عالم بسیار آگاهی دارند، و به شیوه های گوناگون تلاش می کنند با آن مبارزه کنند. چندین نظر در رابطه ...


توضیحات:

منشأ و ماهیت شر در باورهای مذهبی مردم آفریقا
مردم آفریقا از وجود شر در عالم بسیار آگاهی دارند، و به شیوه های گوناگون تلاش می کنند با آن مبارزه کنند. چندین نظر در رابطه با منشأ شر وجود دارد. بسیاری از جوامع صریحا می گویندکه خداوند آنچه را که شرارت می نامیم نیافرید، و نیز هیچ بلا و مصیبتی به آنان وارد نمی سازد. به طور مثال، مردم ایلا معتقدند که خداوند همیشه درست عمل می کند و نمی تواند کار اشتباه کند، نمی تواند مورد اتهام و سؤال قرار گیرد. او همیشه به همه خوبی می کند. از اساطیر و افسانه های مختلف متوجه می شویم که وقتی خداوند در آغاز انسان را خلق کرد، بین این دو هم آهنگی و رابطه خانوادگی وجود داشت، و انسان های نخستین از آنچه خیر بود لذت می بردند. بعضی از جوامع شر را ناشی از موجودات روحانی غیر از خداوند می دانند. بخشی از این باور تجسم بخشیدن به خود شراست. به طور مثال، مردم واگاسو می گویند که الهه شری وجود دارد که خداوند آن را نیک خلق کرده، اما بعدا علیه او عصیان ورزید و به انجام کارهای شر پرداخت. ارواح شر این الهه شرور را یاری می کنند و اکنون تمام شرور از آنها ناشی می شود. از این رو، نوعی نزاع و رویارویی بین نیروهای خیر در عالم وجود دارد. اقوام دیگری وجود دارند که مرگ، بیماری های واگیردار، آبله و مصائب بزرگ دیگر را تجسم خدایان و یا مخلوق خدایان می دانند.

ارواح به عنوان منشأ و عوامل شر
تقریبا در تمام جوامع آفریقایی، تصور می شود که ارواح یا منشأ شر و یا عوامل شراند. دیده شده که پس از چهار و یا پنج نسل، مردگان زنده پیوندهای شخصی خود را با خانواده هایشان از دست می دهند و به آن و بیگانگان تبدیل می شوند. زمانی که ارتباط انسانی آنها قطع می شود، مردم از آنها به عنوان موجوداتی شریر یا زیان بخش یاد می کنند و از آنها می ترسند. بخش اعظم این ترس از چیزی بیگانه و نا آشنا است؛ اما اعتقاد بر این است که بعضی از آنها افراد را تسخیر می کنند و سبب بیماری های مختلف از قبیل صرع و دیوانگی می شوند. اگر مردگان زنده به خوبی دفن نگردند و یا از کسی کینه داشته باشند و زمانی که دستوری می دهند از آنان اطاعت نمی شود یا فراموش می شوند، باور بر این است که آنها از خطاکاران انتقام می گیرند یا آنها را مجازات می کنند. در این مورد، این انسانها هستند که مردگان زنده را تحریک می کنند به شیوه های شریرانه عمل کنند. در هر جامعه ای افرادی وجود دارند که از طریق کاربرد سحر، جادو، افسونگری مظنون به انجام کارهای شرورانه علیه بستگان و همسایگانشان هستند. آنگونه که مردم تجربه می کنند، این کانون شر است. قدرت به خودی خود نه خوب است و نه بد، اما اگر افرادی با بدخواهی از آن استفاده کنند برداشت شر از آن می شود. این نظر شر را وجودی خارجی و مستقل می داندکه به هر حال نمی تواند خود به تنهایی عمل کند بلکه باید توسط عوامل روحی یا انسانی به کار گرفته شود.

نظم امری اساسی و مقدس در آفریقا
مانند تمام جوامع دنیا، مردم آفریقا نظم را امری اساسی و مقدس می دانند. جایی که حس زندگی جمعی یا گروهی بسیار عمیق است، به طور اجتناب ناپذیر همبستگی و اتحاد جامعه باید حفظ شود، در غیر این صورت فرجام آن فروپاشی و نابودی است.

نظم در روابط خویشاوندی
این نظم در درجه اول بر اساس روابط خویشاوندی تصور می شود که همزمان شرایط تنش فراوانی به وجود می آورد زیرا هر کسی به دیگری وابسته است و احساس آسیبی را که از فشار چنین تنش هایی پدید می آید عمیق می گرداند. اگر کسی گوسفند را بدزدد، روابط شخصی فورا آسیب می بیند زیرا گوسفند به عضوی از گروه اجتماعی و شاید به کسی که پدر یا برادر، یا خواهر یا دختر عمه فرد است تعلق داد، به این معنا سرقت جرمی علیه جامعه است، و نتایج آن نه تنها بر سارق بلکه هم چنین بر کل مجموعه خویشاوندانش تأثیر می گذارد.

عوامل تشکیل دهنده نظامنامه اخلاقی و معنوی یک اجتماع
بنابراین قوانین، آداب، اشکال خاص رفتاری، دستورات، قوانین آئین ها و تابوهایی وجود دارد که نظامنامه اخلاقی و معنوی یک اجتماع یا جامعه را تشکیل می دهد. بعضی از اینها مقدس شمرده می شوند، و اعتقاد بر این است که توسط خداوند یا رهبران ملی ایجاد شده اند. آنها از دوره زمنی که اجدادشان در آن قرار دارند سرچشمه می گیرند. این مسأله به آداب و رسوم و مقررات جامعه قداست می بخشد. هرگونه نقض این قانون رفتاری شر، نادرست و زشت محسوب می شود زیرا این نوعی صدمه و یا خسارت به اصل و نظم اجتماعی مورد قبول است. این باید از سوی جامعه واحد زندگان و مردگان کیفر داده شود و خداوند نیز با اعمال مجازات عدالت را برقرار می کند.

باور به سلسله مراتب در روابط انسانی
در روابط انسانی تأکید بر باور سلسله مراتب است که تاحدودی بر اساس سن و تاحدودی بر مقام و منزلت قرار دارد و در عمل بسان نردبانی است که از خداوند شروع و به جوانترین فرزند منتهی می شود. خداوند خالق و از این رو پدر نوع انسان است و بالاترین مرتبه را دارد، لذا او نقطه نهایی رجوع و توسل است.

مجازات خطا کنندگان در باورهای مردم آفریقا
بر طبق بعضی جوامع، افراد یا قبیله به عنوان یک گروه و یا از طریق پادشاه یا رئیس آن ممکن است نسبت به خداوند مرتکب خطا شوند. به طور مثال، مردم باروندی معتقدند که خداوند از کسی که مرتکب زنا شود خشمگین می گردد. مردم باچوا معتقدند که خداوند کسانی را که دزدی می کنند، به پدر و مادر سالمند بی توجهی می کنند و مرتکب قتل یا زنا می شوند مجازات می کند. مردم باوندا می گویند که اگر رئیسشان از دستورات خداوند تخطی کند، او تمام مردم را با آبله، سیل یا بلایای دیگر مجازات می کند.

خداوند به عنوان حافظ نهایی قانون و نظم و اصول اخلاقی و معنوی
بیشتر مردم آفریقا خداوند را به عنوان حافظ نهایی قانون و نظم و اصول اخلاقی و معنوی می شناسند و قبول دارند. از این رو نقض چنین قانونی، چه از جانب فرد باشد یا گروه، در نهایت خطای کل اعضای جامعه است. برای نمونه، قبل از این که اهالی کیگویو برای نزول باران دعا بخوانند و قربانی گزارند، در ابتدا از غیبگو یا پیشگو می پرسند چرا خداوند چنین خشکسالی طولانی را بر آنها روا داشته است. حیوان قربانی باید از یک رنگ، و توسط شخصی معتبر و قابل اعتماد که جنایت، دزدی، هتک ناموس، مرتکب نشده و هیچ گونه ارتباطی باسم (جادوگری) یا مسموم کردن نداشته باشد خریداری و اهدا شود. بنابراین قتل، دزدی و امثال آن نقض دستورات خداوند محسوب می شوند.

ارتباط گناه فرد با خانواده او
گناه شخص گریبان تمام اهل بیت از جمله حیوانات و دارایی او را می گیرد. آلودگی فرد آلودگی کسان مرتبط با او چه انسان، حیوان یا کالاهای مادی است. در بررسی اساطیر و افسانه ای مربوط به نخستین انسانها می توان دید که چگونه در بعضی از افسانه ها سرپیچی انسانهای اولیه نتایج ناخوشایندی برای آنان و فرزندانشان داشت زیرا کیفری که در هر دو آنها اعمال می شود (کیفر مرگ، مضایقه غذایی مجانی، مانند آنها) به طور خود به خود از طرف فرزندان آنها به ارث برده می شد. از آنجا که نتایج خوشایند هستند، پس عملی که آنان را دعوت به آن کار می کند باید بد باشد. نمودهای ظاهری فقط بر بدی و شرارت درون اشاره می کنند، و بدبختی ظاهری ممکن است دیگر افراد را که با گناهکاران ارتباط نزدیک دارند آلوده کند. دیدگاه نوئر و بسیاری دیگر از مردم آفریقا درباره منطق این مسأله این گونه است. چیزی شریر است که مجازات می شود و مجازات نمی شود چون شر است. جوامع دیگری وجود دارد که مردم احساس نمی کنند که می توانند در برابر خداوند معصیت کنند. به طور مثال، مردم آنکور خداوند را به عنوان اصل نخستین نظم می دانند، اما افراد در برابر خداوند نه مرتکب گناه می شوند و نه احساس گناه می کنند. در میان اقوام آزنده، آکن، سوازی، بانیار و اندا و اقوام دیگر این اعتقاد وجود دارد که خداوند بر ارزش های اخلاقی مردم هیچ نفوذی ندارد.

معصیت و گناه اقدامی علیه ارواح و مردگان زنده
انواع مختلف معصیت اقدامی علیه ارواح و مردگان زنده محسوب می شوند. مردگان زنده و تا حد کمتری ارواح نیز به عنوان واسطه های میان خداوند و انسانها عمل می کنند و این که آنان نگهبانان یا محافظان اخلاقیات و آداب و رسوم قبیله ای هستند. در جایی که چنین افرادی زمانی بنیانگذاران یا اجداد قوم بودند، معمولا باور بر این است که آنان بسیاری از قوانین و آداب قوم خود را وضع کردند. از این رو هرگونه نقض این آداب نه تنها بی حرمتی به جامعه انسانی بلکه همچنین بی احترامی به ارواح و مردگان زنده است. بی حرمتی هنگامی که نسبت به پدران، مادران، پادشاهان یا دیگر اشراف باشد بسیار جدی است. تا زمانی که قدمهایی برای دفع آن برداشته نشود، خطاکاران و منسوبینشان می بایستی مجازات شوند. اما عمدتا در محیط های خانوادگی است که ارواح و مردگان زنده احتمالا رنجانیده می شوند. از این رو پاشیدن شراب و دادن هدایایی نظیر غذا در سطح خانواده انجام می شود تا اعضای خانواده با منسوبین درگذشته خود روابط خوبی داشته باشند. به علاوه این در جهت تقویت دوستی و تجدید تماس میان دو گروه است. زمانی که مردگان زنده چیزی می خواهند یا دستوراتی می دهند، معمولا این دستورات بلافاصله و همراه با اطاعت دنبال می شوند مگر این که این دستورات بیش از حد زیاد باشند. با تأکید بر ماهیت یک پارچه جوامع آفریقایی که با رشته های روابط خویشاوندی و دیگر ساختارهای اجتماعی پیوندهای محکمی با یکدیگر دارند می توان گفت: در این شرایط تقریبا هر صورتی از شر را که انسان از آن رنج می برد، خواه شر طبیعی یا اخلاقی باشد، باور بر این است که به وسیله اعضای جامعه اش ایجاد شده است. به همین ترتیب هرگونه خطای اخلاقی که او مرتکب شود مستقیم و غیر مستقیم علیه اعضای جامعه اش است.

نتیجه گناه در سلسله مراتب آفریقایی
اصل سلسله مراتب در اینجا بسیار مفید است. معمولا شخصی از طبقه، سن یا مقام پایین علیه فرد یا وجود دیگری از طبقه یا سن بالاتر مرتکب خطا می شود. همچنین ممکن است فردی علیه شخص با همان مقام و منزلت گناهی مرتکب شود. از سوی به ندرت و یا هیچ وقت شخص یا وجودی از طبقه اجتماعی بالا نسبت به شخصی از مرتبه پایین تر کاری انجام می دهد که گناه محسوب شود. آنچه که اعمال بد و گناه آلود شناخته می شود از سطح پایین نسبت به سطح بالاتر انجام می گیرد و اگر جادوگر برای نمونه، کودک کوچکی را جادو کند، این عمل او را در سطح پایین تر از کودک قرار می دهد. این درک فلسفی است از آنچه که شر را در قرینه روابط میان افراد تشکیل می دهد. چیزی که بد به حساب می آید نه به دلیل ماهیت ذاتی آن است بلکه به واسطه این است که چه کسی نسبت به کس دیگر و از چه سطح و مقامی آن را انجام می دهد. طبق این اصل، خداوند نسبت به مخلوقش مرتکب عمل شر نمی شود و نمی تواند مرتکب آن شود از جوامعی مانند آکامبا، هررو و جوامع دیگر می توان نام برد که جدا معتقدند از آنجا که خداوند هیچ بدی در حق آنان نمی کند، نیازی به تقدیم قربانی به او ندارند. وقتی مردم احساس می کنند که بدبختی یا مصیبتی از طرف خداوند بر آن نازل شده است، آن را نه به عنوان بی حرمتی بلکه مجازات اعمال نادرستشان به حساب می آورند. همچنین ارواح در کل به انسان ها صدمه نمی زنند، مردگان زنده انسان ها را نمی رنجانند، پادشاه و فرمانروا زیر دستانشان را اذیت نمی کنند، پیران در دهکده جوانان یا پایین تر از خود را دلخور نمی کنند و پدران و مادران فرزندان خود را آزار نمی دهند. اگر پدران و مادران کاری بکنند که سبب صدمه به فرزندان آنان شود و جرم محسوب شود، این بچه ها نیستند که آن را به عنوان آزار تجربه می کنند، بلکه این جامعه، کلان، قوم یا منسوبین در گذشتگان هستند که موضوع جرم واقعی شناخته می شوند، زیرا آنان در مرتبه ای بالاتر از پدر و مادران قرار دارند. در نتیجه این نه خود فرزندان بلکه جامعه یا کلان یا مردگان زنده بی حرمت شده هستند که والدین را مجازات می کنند. این غایتی آرمانی است. مانند هر تعمیمی در اینجا هم استثناهایی وجود دارد. برای نمونه، اگر پادشاه از قوانین و آداب و رسومی که توسط بنیانگذاران قوم ایجاد شده سرپیچی کند، او به عنوان کسی که علیه زیر دستانش ستم روا داشته محسوب می شود، زیرا او از نظام مستقر منحرف شده است. در واقع این بی حرمتی علیه پدران و قهرمانان ملت نیز هست و لذا در واقع جرمی علیه موجوداتی از طبقه بالاتر است. اما اگر او گاو یکی از زیر دستانش را بگیرد، ممکن است جرمی علیه دارنده گاو به حساب نیاید زیرا این پادشاه است که گاو را می ستاند، و او حق دارد (یا طمع دارد) که آن را بگیرد. در میان این جامعه یک پارچه کاملا در هم تنیده که در آن روابط شخصی بسیار محکم و گسترده است، ممکن است تناقض آمیزترین حوزه های زندگی آفریقایی را بیابیم. این نوع به هم پیوسته زندگی هر عضو جامعه را به طرز خطرناکی در نظر دیگر اعضا عریان می سازد. این جامعه به گونه ای متناقض کانون عشق و تنفر، دوستی و دشمنی، اطمینان و سوء ظن، شادی و غم، حسادت تلخ و محبت بی شایبه است. این به طور متناقضی قلب امنیت و ناامنی، ساختن و نابودی افراد و جامعه است. هر کسی دیگری را می شناسد، شخص نمی تواند فردگرا باشد، بلکه وجود او فقط وابسته به دیگران است. هر نوع درد، بدبختی، ناراحتی یا رنج، هر نوع بیماری و مرض، هر مرگی چه مرگ پیر یا نوزاد، هر شکستی در محصول مزرعه ها، شکار در جنگل ها یا ماهیگیری در آبها، هر نوع حادثه یا خواب بد، اینها و همه نمودهای شری که انسان تجربه می کند تقصیر آنها به گردن کسی در جامعه همبسته انداخته می شود. در واقع ممکن است توضیح های طبیعی برای آنها یافت. اما توضیح های رمزی نیز باید برای آنها ارائه نمود. مردم برای ناراحتی هایشان نوعی سپر بلا خلق می کنند. هر چه دامنه خویشاوندی و پیوندهای خانوادگی کوتاه تر باشد، سپر بلاهای بیشتری وجود دارد. محرومیت ها، اضطرابات روانی، تنش های احساسی و دیگر حالات درونی شخص به سهولت وجود خارجی پیدا می کنند، و تجسم می یابند یا در شخص دیگری یا در شرایطی که عامل بیرونی مقصر قلمداد می شود عینیت می یابند. طیف گسترده ای از موقعیت ها را برای ارتکاب گناهان توسط یک فرد یا بیشتر علیه دیگران در جامعه همبسته آنان می توان پیدا کرد. محیط روابط عمیق شدیدا مناسب رشد باور به جادو، سحر و جادوگری و تمام ترس ها، اعمال و تصوراتی است که با این باور ارتباط دارد. نیروهای روحانی در خارج از انسان وجود دارند که گاهی به نظر می آیند در تاریخ بشر و جامعه انسانی عمل می کنند. اما اعتقاد به این قدرت مرموز و ناشناخته بزرگتر است از راههایی که آن قدرت ممکن است واقعا در آنها و در جامعه عمل کنند.
(ادامه دارد...).

منابع
جان اس.مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

سایر اطلاعات:
کد مطلب: tdec
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اصول اعتقادی

دفعات بازدید: 6    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ب.ظ 8:59:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=tdec


هم گروهی ها
خداوند پدر مخلوقاتبطور کلی این عقیده که خداوند پدر مخلوقات است در میان اقوام دیگر آفریقا گزارش می شود، که برخی از نامها یا تنها نام اصلی متشخص آنها به معنی پدر است. ...
طریقه شمنیزمدومین طریقه سحری آن است که آن را به شمنیزم تعبیر می کنند و مقصود از آن تصرف در قوای روحی و غیبی جهان است. در این طریق، یک نفر شمن، که خود دارای این چنین قوه ...
جان پرستی (Animism)آئین باستانی بسیاری از اقوام گذشته، جان پرستی یا آنیمیسم بوده است. بر اساس این آئین همه مظاهر طبیعت روح دارند وبرای بهره برداری از آنها باید به نیایش و ...
خاستگاه تمدن اینکا و امپراطوران آنواژه اینکا در زبان رسمی این قوم یعنی «کچوا Quechua»، به مفهوم ارباب و اصیل زاده است، اما این واژه هم به قوم و ملتی اطلاق می شود که قسمت ...
جفری گورر (1969) اولین کسی بود که تحقیق را در مورد انگاره های جاودانگی در آمریکا آغاز کرد. او به نحوی مستمر و مؤثر استدلال کرد که طرز برداشت در برابر فرآیند مردن باید ...
منطقه اقیانوس کبیر (آرام) حدود یک سوم سطح زمین را می پوشاند. از نظر جغرافیایی و تاریخی ساکنان جزایر آن چهار گروه عمده را تشکیل می دهند: اندونزیایی ها، استرالیایی ها، ...
ویژگی های کلی اعتقاداتاز مطالب محوری دین همه ملانزی ها اعتقاد ایشان به ارواح نیاکان است که از طریق دسترسی به قدرت های مافوق طبیعی می توانند برای اعقاب در قید حیات ...
جاودانگی بدوی در استرالیا، آفریقا و آمریکا یک استرالیایی از قبیله «وارو مری» از هوش رفته، روی زمین افتاده و در شرف مرگ است. خویشانش گرد او جمع شده درباره دریا و توتم ...
در چین جدید، دین امری شادی بخش است که عبور و گذر زنان و مردان چینی از خلال چرخه زندگی و مرگ را به صورت مراسم و آیین هایی برگزار می کند. شعایر گذر یعنی تولد، بلوغ، ...
مردمان چین و مناطق و ممالک پیرامون آن نظیر ژاپن، تبت و ... طبیعت را در مرکز توجه قرار داده و «علاقه به جهان و دلبستگی به حیات و ادامه زندگانی هدف و مقصود نهایی در ...