امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

عقاید و باورهای مردم آفریقا (در مورد خدا)


توضیحات کوتاه:

خدا و رنج و آلامدر حالی که، خداوند فعالانه حافظ مخلوقات خود است و معاش آنها را فراهم می سازد، در زندگی انسان رنج هایی وجود دارد که بسیاری از جوامع را دچار حیرت می کند. ...


توضیحات:

خدا و رنج و آلام
در حالی که، خداوند فعالانه حافظ مخلوقات خود است و معاش آنها را فراهم می سازد، در زندگی انسان رنج هایی وجود دارد که بسیاری از جوامع را دچار حیرت می کند. در شمار کثیری از اقوام و قبایل هنگام بیان علت این رنج ها، به یک طریق با طریق دیگر، خواست و مشیت خدا موثر شناخته می شود. با بررسی چند مثال واقعی، این مساله روشن می شود. هنگامی که کسی در قبیله تونگا در رنج است، شخص بانگ بر می آورد: «آسمان (خدا) مرا ترک کرده است!» این مردم حوادث ناگهانی و یا با ماهیت پیش بینی نشده را به تاثیر تیلو نسبت می دهند، و این کلمه ای است که خدا یا آسمان را توصیف می کند. برای آنان تولد دوقلوها بدبختی عظیمی است و هنگامی که چنین چیزی رخ می دهد آن را از تجلی قدرت تیلو می دانند. مردم قبیله لوگبارا معتقدند که خداوند مردم را گرفتار رنج هایی به شکل آشفتگی های روحی و بیماریهای کشنده می کند. زمانی که مشکلات بی پایان در خانواده معینی ادامه می یابد مردم می گویند که آنها از طرف خداست یا مورد قبول اوست. در حالی که در همه جا سحر، جادو، افسونگری علت اصلی بیماریهای فردی شناخته می شوند، مسئول دانستن خداوند برای امراض بخصوص امراض واگیردار غیر معمول نیست. ناراحتی های روحی بیشتر به ارواح نسبت داده می شوند، با این که عوامل انسانی نیز ممکن است در آن دخیل دانسته شود. مردم تورکانا معتقدند در حالی که خداوند بیماریها را بر طرف می کند، کسانی را که مرتکب زنای با محارم شده و یا آداب و مناسک مهم را نقض کنند، به بیماریهای خطرناک مبتلا خواهد کرد. بعضی جوامع بر این باورند که خداوند ممکن است از موجودات روحانی برای مبتلا ساختن مردم به مصیبت ها استفاده کند. از اینرو اهالی قبیله چاگا می گویند که او، خدا روحی را برای شیوع آبله و بیماریهای دیگر گسیل می دارد، اگر چه فرد زمانی می میرد که خداوند آن را مقدر کرده باشد. مردم باسوگا خدای طاعون دارند مردم گیسو یک خدای آبله و یک خدای طاعون دارند و مردم یوروبا معتقدند که خدای آبله هنگامی که خورشید گرم است به تکاپو می افتد. هم چنین برخی از جوامع معتقدند که خدا جنبه های متفاوتی دارد که یکی از آنها مسبب بدبختی ها درمیان مردم است. در باور مردم گولبا جنبه همه جا حاضر خدا «ناخوشایند» شناخته می شود، و با بدبختیها ارتباط دارد. در حالی که مردم ایلا معتقدند خداوند برای همه خیر است، با این وجود اکثر شرور و ناراحتیهای زندگی را به او، خدا نسبت می دهند. مردم کیگولو می گویند که خدا سه وجه دارد که یکی از آنها مسبب بدبختیهای گوناگون است اگر چه همه این بدبختیها به عنوان «خواست خدا» پذیرفته می شوند. در بعضی مناطق، علت بدبختی ها درموجودی روحانی و شرور تجسم می یابد، و مثالهایی از این عقیده در میان اقوام واگوسا، سوکوما، نیام وزی، دارازا، بالز، و غیره گزارش می شوند.

مصائب عمومی در باورهای مذهبی مردم آفریقا
مصائب عمومی، مانند خشکسالی، بیماری ها، هجوم ملخ ها، جنگ ها و سیل ها خارج از علت و کنترل افراد انسانی است. عموما آنها را به فعل خدا یا موجودی روحانی نسبت می دهند. اگر فکر می شود که خدا مسئول این بدبختی هاست غالبا اینطور برداشت می گردد که او مردم را بخاطر شرارتهایشان تنبیه می کند. برای نمونه، اهالی قبیله باوندا معتقدند که وقتی خدا از رئیس آنان خشمگین باشد، مردم این سرزمین را با سیل و هجوم ملخها تنبیه می کند. از طرف دیگر، مردم قبیله لانگی این مصیبت ها را احتمالا به طریقی عادلانه تجلی خدا می دانند. مردم قبایل نگونی، ساک، نیانجا و قبایل دیگر، معتقدند که مصائب و بدبختی ها از جانب خداوند فرستاده می شوند و برخی مانند مردم قبیله نوئر، این مصائب را خواست خدا می دانندکه هیچ کاری برای جلوگیری از آنها ازدستشان ساخته نیست. شاید مرگ راز آمیزترین و پیچیده ترین بدبختی هاست. شگفت این که برای بسیاری از مردم، خداوند هم بخشنده زندگی و هم گیرنده آن است (حتی اگر عوامل دیگری در این بین باشند و عموما به عنوان مسبب اصلی مورد نکوهش قرار می گیرند.) این تناقض را مردم آفریقا به شیوه های متفاوتی بیان می کنند. قبیله آکان خدا را «تیراند از همیشه آماده» تا نشان دهند که خدا آنان را از یک عضو جامعه شان محروم ساخته است.

مرگ در باورهای مذهبی مردم آفریقا
مردم یوروبا معتقدند که خدا مرگ را با هدف به یاد آوردن شخصی که زمانش روی زمین به سر آمده است خلق کرد. کسانی که به طرق مختلف مرگ را به خدا مربوط می سازند عبارتند از قبایل آنکور، آزند، باچوا، گیکویو، لو، مرو، ناندی، واگوسو، زولو، و قبایل دیگر. بعضی مرگ را کیفر خداوند می دانند گروهی آن را تجلی او و گروهی دیگر آن را برای افراد خیر دانسته زیرا خدا می خواهد که آنها با او زیست کنند، و بقیه فکر می کنند که مرگ زمانی فرا می رسد که مردم شخص ظالمی را نفرین کنند. قربانی ها، هدایا، و دعاهایی که طی بیماریهای خطرناک به درگاه خداوند انجام می شود نشانه دیگری است دال بر این که مردم مرگ را به خدا منسوب می کنند. با انجام این کار، ممکن است آنان بیاندیشند که او علت غایی همه امور است و حداقل معتقدند که او می تواند مرگ را به تاخیر اندازد یا مانع وقوع آن شود. جوامعی مانند باگاندا، باسوگا، ایدو و واگوسو وجود دارند که معتقدند نوعی الهه مرگ.. وجود دارد این الهه مرگ یا تجسم مرگ است یا وجودی مستقل. در مجموع، خداوند به خاطر بدبختی ها، نابسامانی ها و مصیبت هائی که به انسان وارد می شود مقصر شناخته نمی شود. در ابتدا او به عنوان تلاشی برای توضیح آنچه که در غیر این صورت درک آن برای اندیشه آدمی دشوار است تصویر می شود، توضیحی که همچنین به کسانی که به نوع خاصی از رنج و آلام مبتلا هستند آرامش می بخشد.

اداره امور توسط خداوند
در این مقام، خدا به عنوان پادشاه، حاکم، سرور، ارباب و قاضی به شمار می آید. عموما در جوامعی که بطور سنتی پادشاه، رئیس و یا حکام مرکزی دیگری دارند یا داشته اند ما تصویر بسیار روشنی از خدا به عنوان پادشاه و حاکم می یابیم. این به روشنی ساختار سیاسی مردم این سرزمینها را منعکس می کند، اگر چه مفهوم خدا که حاکم بر امور است فقط منحصر به اقوام با این پیشینه سیاسی نیست و تصویر و عمل حاکمان انسانی می تواند به آسانی به تصویر خدا فرافکنی شود. نمونه های روشنی از این مفهوم از بسیاری بخشهای آفریقا در دست است. مردم بانیارواندا و باروندی خدا را حاکم و فرمانروای برتر خود بشمار می آورند. هنگامی که مردم باروتس و بالوبا دعا می کنند، خدا را به عنوان «پادشاه بزرگ» که بر همه چیز حاکم وفرمانرواست مورد خطاب قرار می دهند. مردم آکان می گویند که خدا حاکم آسمان، زمین و جهان زیرین است. در میان قوم ایندم باور بر این است که خدا بر همه قبایل زمین از جمله قبیله خود آنها حکومت می راند. زمانی که مردم ایلا به شکار می روند، در نیایش به خداوند او را به عنوان رئیس خطاب می کنند و با عجز و لابه از او می خواهند که به آنان اجازه دهد شکاری را که آنها می خواهند صید کنند. این اشاره دارد که مردم نه تنها او را حاکم بر امور انسانی بلکه همچنین حاکم بر طبیعت می دانند. مردم زولو او را شاه شاهان یا رئیس رئیسان می دانند، لقبی که به معنی قدرت برتر یا اقتدار مطلق است.

حکومت یا فرمانروایی خداوند بر عالم
اقوام و قبایل بسیار دیگری وجود دارند که از خدا به زبانی حاکی از حکومت یا فرمانروایی بر عالم سخن می گویند. تصویر او به عنوان پادشاه بسیار متأثر از تصویر حکام انسانی است. او به عنوان مالک برتر، مطلق، غنی، و نهایی همه چیز تصویر می شود. خدا، در مقام پادشاه، ارباب و آقا نیز هست. این لقبها را در بسیاری از جوامع به او می دهند، و اشاره دارند که هر نوع احترام و افتخاری شایسته اوست، و رفتار آدمی نسبت به او از سر تسلیم و تواضع است. در نظر مردم بانیاروندا خدا «سرور همه چیز» نگاه می کنند اهالی شیلوک اغلب به او به مثابه منبع نهایی یاری به هنگام مصیبت توسل می جویند و بسیاری دیگر او را به عنوان بخشنده (حیات، باران، روشنایی، و همه چیز) محسوب می دارند. از اینرو، خداوند نه تنها به عنوان حاکم مطلق جهان بلکه سرور و پروردگار خیرخواه تصویر می شود. او به عنوان حاکم از جهان آفرینش «جداست» ولی به عنوان پروردگار و سرور با آفرینش خود درگیر است. بعضی از جوامع حکام انسانی خود را به یک معنی نمایندگان مقدس خدا می دانند که بر مردم حکومت می رانند.

داور بودن خداوند
خداوند در مقام ارباب و حاکم بودن خود، داور نیز تصویر می شود. این مفهوم شامل تداعی های عدالت، کیفر و مجازات است. مفهوم خدا به عنوان داور، همچنین ممنوعیت های اخلاقی سنتی را قوت می بخشد و این به نو به خود سبب استحکام و همبستگی جامعه می گردد. به هنگام دعا در دوره بحران، مردم قبیله آزنده به خدا می گویند که طمع به مال دیگران نداشته و آنها را ندزدیده اند، و او را به عنوان وجود یگانه ای مورد خطاب قرار می دهند که «اختلاف» میان ما آدمیان را برطرف می کند.

خدا و تاریخ بشر
مردم آفریقا، تاریخهای متفاوت خود را دارند. تصور غالب از تاریخ نوعی تاکید بر زمنی است، از اینرو به تاریخ براساس حرکت از ساسا به دوره زمنی نگریسته می شود و نه حرکتی به سمت آینده. لنگر گاه در زمنی قرار دارد. این تصور به چند طریق اظهار می شود. از اینرو مردم قبیله چاگا از سرزمین اسارت خود بیرون آورد: خداوند به این مرد برای انجام این وظیفه شجاعت و قدرت بخشید، و مردم آزادشده و به سرزمین کنونی آورده شدند. مردم شیلوک به طورجدی معتقدند که پادشاهان به گونه ای رازآمیز با خدایی که نماینده او در میان مردم است پیونددارد ودراصل خدابود که پادشاهاهی آنهارا بنیان گذاشت. صورت دیگری از مشارکت خداوند در تاریخ بشر این باور است که خدا در امور آدمیان دخالت می کند. مردم قبیله باوندا معتقدند که هر از گاهی خداوند خود را بصورت تندر به همه و بخصوص به رئیس قبیله آشکار می کند. مردم قبیله گیسو و چهار کوه مقدس دیگر استراحت می کند. بعضی از اهالی قبیله گالا نقل می کنند که خداوند یک بار به زمین آمد و با انسان صحبت کرد، در غیر این صورت حالا فقط از طریق خورشید که معتقدند چشم خداست به دنیا نگاه می کند.

نقش فعال خداوند در تاریخ بشر
باید خاطر نشان کرد که برای بسیاری از مردم آفریقا، نقش فعال خداوند در تاریخ بشر در فعل او در باران، محصول خوب، سلامتی، گله و فرزندان برای آنان در شفابخشی، رستگاری و یاری به آنان و، همچنین در حضورش که در پدیده ها و مخلوقات طبیعی احساس می گردد، دیده می شود. مردم پیوسته در اعمال گوناگون عبادت رو به سوی او می آورند که در واقع پاسخ بشر به توجه خداوند و نقش فعال او را در امور انسانی تشکیل می دهد. آنها بشر را از محیط عمومی اش جدا نمی کنند، بطوری که تاریخ بشری، تاریخ کیهانی است که از دیدگاه مردم شناسانه یا عالم صغیر دیده می شود. خداوند از مفهوم تاریخ جدا نمی شود تاریخ جهان اوست، او در آن فعال است و شاید سکوت ظاهری جنبه ای از فعالیت الهی او باشد.

خدا و طبیعت
بر طبق عقیده مردم آفریقا، انسان در جهانی مذهبی زندگی می کند، از این رو پدیده ها و موجودات طبیعی ارتباط تنگاتنگی با خدا دارند. آنها نه تنها از خداوند نشأت می گیرند بلکه همچنین گواه وجود او هستند. درک انسان از خدا شدیدا تحت تأثیر جهان است که انسان بخشی از آن است. انسان نه فقط نقش بلکه انعکاس خدارا درعالم می بیند، چه آن نقش صدمه ببیند و یا به روشنی در کانون قرار گیرد و تعریف شود، با این وجود آن صورتی ازخدا وتنها تصویری است که در جوامع آفریقایی سنتی شناخته شده است.

صفات انسان گونه خداوند
انسان به جهاتی، خود را مرکز عالم می داند، و این خود محور بینی است و این انسان را وامی دارد که صفات انسانی را به خدا و طبیعت نسبت دهد. ما به اینها به عنوان تصورات انسان وار انگاری اشاره خواهیم کرد. به سختی می توان گفت که چه اندازه مردم آفریقا این توصیفهای انسان انگارانه را به شیوه ظاهری بکار می برند اما حداقل آنها به مردم که تصور خاصی از خدایی که او را ندیده اند و اقرار می کنند که درباره اش یا کم می دانند و یا هیچ نمی دانند کمک می کنند. بسیاری از مردم خدا را هم به سبب مقام او به عنوان آفریننده و نگهدارنده عالم و هم به لحاظ در دسترس بودن او برای مردم به هنگام نیاز، به عنوان پدر تصور می کنند و قبیله آکامبا، آسمان و زمین را به عنوان «دو کره هم اندازه» خداوند به حساب می آورند: آندو هم به لحاظ خلقت و هم به سبب حق مالکیت جزو دارایی او به حساب می آیند و متعلقات او را در بردارند. قبایل لوندا بر این باورند که نه تنها خدا پدر انسانها بلکه پدر ملکوتیان و دیگر موجودات روحانی نیز هست.
(ادامه دارد...)

منابع
جان اس.مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

سایر اطلاعات:
کد مطلب: tdee
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اصول اعتقادی

دفعات بازدید: 6    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ب.ظ 9:00:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=tdee


هم گروهی ها
خداوند پدر مخلوقاتبطور کلی این عقیده که خداوند پدر مخلوقات است در میان اقوام دیگر آفریقا گزارش می شود، که برخی از نامها یا تنها نام اصلی متشخص آنها به معنی پدر است. ...
طریقه شمنیزمدومین طریقه سحری آن است که آن را به شمنیزم تعبیر می کنند و مقصود از آن تصرف در قوای روحی و غیبی جهان است. در این طریق، یک نفر شمن، که خود دارای این چنین قوه ...
جان پرستی (Animism)آئین باستانی بسیاری از اقوام گذشته، جان پرستی یا آنیمیسم بوده است. بر اساس این آئین همه مظاهر طبیعت روح دارند وبرای بهره برداری از آنها باید به نیایش و ...
خاستگاه تمدن اینکا و امپراطوران آنواژه اینکا در زبان رسمی این قوم یعنی «کچوا Quechua»، به مفهوم ارباب و اصیل زاده است، اما این واژه هم به قوم و ملتی اطلاق می شود که قسمت ...
جفری گورر (1969) اولین کسی بود که تحقیق را در مورد انگاره های جاودانگی در آمریکا آغاز کرد. او به نحوی مستمر و مؤثر استدلال کرد که طرز برداشت در برابر فرآیند مردن باید ...
منطقه اقیانوس کبیر (آرام) حدود یک سوم سطح زمین را می پوشاند. از نظر جغرافیایی و تاریخی ساکنان جزایر آن چهار گروه عمده را تشکیل می دهند: اندونزیایی ها، استرالیایی ها، ...
ویژگی های کلی اعتقاداتاز مطالب محوری دین همه ملانزی ها اعتقاد ایشان به ارواح نیاکان است که از طریق دسترسی به قدرت های مافوق طبیعی می توانند برای اعقاب در قید حیات ...
جاودانگی بدوی در استرالیا، آفریقا و آمریکا یک استرالیایی از قبیله «وارو مری» از هوش رفته، روی زمین افتاده و در شرف مرگ است. خویشانش گرد او جمع شده درباره دریا و توتم ...
در چین جدید، دین امری شادی بخش است که عبور و گذر زنان و مردان چینی از خلال چرخه زندگی و مرگ را به صورت مراسم و آیین هایی برگزار می کند. شعایر گذر یعنی تولد، بلوغ، ...
مردمان چین و مناطق و ممالک پیرامون آن نظیر ژاپن، تبت و ... طبیعت را در مرکز توجه قرار داده و «علاقه به جهان و دلبستگی به حیات و ادامه زندگانی هدف و مقصود نهایی در ...