امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

مقایسه غایت سلوک در عرفان اسلامی و بودایی


توضیحات کوتاه:

همانطور که در عرفان اسلامی، فنا اصلی ترین مفهوم محسوب می شود که تمام نظام عرفانی و مراتب سلوک برای نیل به آن طراحی شده است، نیروانه در آیین بودا نیز همین نقش را ایفا ...


توضیحات:

همانطور که در عرفان اسلامی، فنا اصلی ترین مفهوم محسوب می شود که تمام نظام عرفانی و مراتب سلوک برای نیل به آن طراحی شده است، نیروانه در آیین بودا نیز همین نقش را ایفا می کند. یک سالک بودایی با نیل به نیروانه به سعادت حقیقی و نجات از چرخه مرگ نائل می شود و به فراسوی عالم تغییرات هجرت می کند و دنیای فریب و معرفت غیرصحیح را پشت سر می گذارد و به معرفت واقعی دست می یابد.

مطلوبیت وصول به نیروانه
بی شک نیروانه از لحاظ ارزشی جایگاهی گسترده تر از فنا در عرفان اسلامی دارد، زیرا تنها مقصد نجات از سنساره محسوب می شود. اما فنا در عرفان اسلامی حداقل در مراتب بالا به خواص اختصاص دارد. از این رو جای هیچ چون و چرا در مطلوب بودن آن وجود ندارد. و شاید از آنجا که نیروانه تنها راه نجات بوداییان است، کم کم راه سخت ریاضت کشی برای نیل به نیروانه که هینه یانه بر آن تأکید می کند، نزد مهایانه به راه های متعدد و از جمله توسل به بودی ستوه ها مبدل گردید تا راه نجات برای توده مردم نیز فراهم شود و به مرتاضان بودایی اختصاص نیابد.

مقایسه فنا و نیروانه
در عرفان اسلامی برای غایت سلوک عرفانی واژه فنا به کار برده می شود که از لحاظ لغوی به معنای زوال نحوه ای از وجود است، ولی از لحاظ اصطلاح عرفانی به اتصاف به نحوه دیگری از وجود نیز دلالت دارد. در سیری که به غایت فنای ذاتی و زوال تمام خصوصیات بشری منتهی می شود، به صورتی که انسان وجه الله گشته، ذات و انیت او در ذات الاهی مستهلک می شود و از او وجودی باقی نمی ماند، هر لحظه وجهی از وجود بشری فنا می شود. اما در این میان مقاماتی وجود دارد که سالک در آنها به مقام بزرگی نائل می شود و در میان آنها سه مقام فنای افعالی، فنای صفاتی و فنای ذاتی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و تقریبا تمام عارفان از آنها سخن گفته اند. در آیین بودا نیروانه از لحاظ لغوی به معنای خاموش شدن است و از لحاظ اصطلاحی مقامی است که در پس خاموشی کارخانه کرمه ساز وجود انسان حاصل می شود. رهروی که در طریق نیروانه قرار دارد، با از میان برداشتن دلبستگی و نادانی و خاموش کردن آرزوها و تشنگی که منشأ کرمه ها و تولد دوباره هستند، راه نجات از سنساره و تولد دوباره را که مستلزم رنج روز افزون است، سد کرده، به نیروانه می رسد. البته وصول به نیروانه دفعی حاصل نمی شود، بلکه در طی طریق، رهرو هر لحظه در حال مراقبه است تا کم کم بتواند ریشه دلبستگی را بکند. در این میان برای رهرو مقاماتی وجود دارد که هر یک از فرقه های بودایی بر طبق معیارهای خود برای آنها نامی می گذارند. در عرفان اسلامی حقیقت فنا، نابودی و زوال نیست، بلکه معرفتی است که با گسترش مرتبه وجودی انسان حاصل می شود. سیر این معرفت علم به این حقیقت است که کثرت در عالم، کثرتی حقیقی نیست و عالم وحدتی حقیقی دارد که حق است و جز او چیزی نیست. این همان فنای ذاتی است که در آن حتی کثرت اسمائی و صفاتی نیز وجود ندارد و در آن ذات متعالی خداوندی، به وحدت خود، بدون هیچ شائبه کثرتی مشاهده می شود و در این مرتبه، سالک حتی از فنای خود نیز فانی می شود و نمی داند که فانی است. البته این مرتبه، یعنی توحید ذاتی عالی ترین مرتبه توحید است و هر گونه مراتب فنای افعالی، اسمائی و صفاتی نیز در حد خود مراتبی از توحید است که رسیدن به آنها برای سالک مایه فخر و مباهات است. در آیین بودا نیز نیروانه پوچ گرایی و خاموشی وجود انسان و نابودی او نیست، بلکه حقیقت نیروانه معرفتی خاص است که انسان با نیل به این معرفت به روشن شدگی می رسد و بودا می گردد. سیر این معرفت با نابودی چشم دوبین انسان حاصل می گردد، که در آن، تمایز بین اشیاء که در معرفت ظاهری، امری حقیقی می نماید از بین رفته، انسان درمی یابد که این کثرت ها در اثر ناآگاهی او به حقیقت بوده است و با علم به حقیقت دیگر کثرتی برایش باقی نمی ماند و او به یکسان دلی می رسد. زیرا دلبستگی به امور دنیوی را کنار گذاشته، حتی به خود نیروانه نیز دلبستگی ندارد. در این حالت است که نیروانه با تمام ابعاد آن برایش حاصل می شود.

نوع معرفت در عرفان اسلامی
معرفتی که از آن در عرفان اسلامی سخن می رود، به هیچ وجه از سنخ معرفت های حصولی و حتی حضوری معمولی در وجود انسان نیست. این معرفت یک شهود تمام عیار، یعنی مواجهه نفس انسان با حقیقت است که حقیقت را بدون هیچ واسطه جسمانی مشاهده می کنند. از شرایط چنین معرفتی قطع ارتباط و علاقه نفس به بدن است که نفس را قادر می کند تا از طریق معرفت عادی خارج شده، به معرفت شهودی دست یابد. در چنین معرفتی است که کثرت مشهود در حقایق عالم در وحدت، محو شده، رنگ می بازد. بدین ترتیب معرفت به ظاهری و حقیقی تقسیم می شود. معرفت ظاهری همین معرفت حسی و دنیوی است و معرفت حقیقی همان غایت عرفان اسلامی است که سالک در طلب آن است تا حقایق عالم به او نمایانده شود. معرفت مطرح در آیین بودا که انسان از طریق آن به نیروانه می رسد از سنخ معرفت مطلقی است که به صورت مستقیم به دست می آید. اصولا گرفتاری در چرخ سنساره و رنج، بر طبق آیین بودا، از نادانی حاصل می شود و منشأ این نادانی دلبستگی هایی است که انسان به درمه های مشروط دارد و تنها درمه مطلق است که نامشروط است. هر مشروطی متغیر و نسبی و گرفتار علیت است و هر علمی که در این حوزه قرار دارد انسان را وابسته به چرخه سنساره می کند و در نادانی نگاه می دارد. اگر انسان به غیر مشروط دست یابد، یعنی بر طبق دیدگاه هینه یانه از قلمرو مشروط خلاصی یافته، به قلمرو غیرمشروط وارد گردد و بر طبق دیدگاه مهایانه به معرفت با ابزار حسی رهایی یافته، حقیقت را مستقیما شهود کند، به معرفت حقیقی راه پیدا می کند و همین امر او را به نیروانه وارد می کند. اما این معرفت چگونه حاصل می شود؟ در عرفان اسلامی بر این حقیقت تأکید می کنند که وجود انسان با خدا آنچنان پیوند عمیقی دارد که اصولا اگر خدا را در نظر نگیریم، انسان قابل تعریف نیست، یعنی خدا مقوم وجود انسان است و هر گاه بخواهیم حد انسان را بیان کنیم ناگزیر از بیان تمام مقومات هستیم و بدون توجه به خدا نمی توانیم انسان را تعریف کنیم. این اتحاد وجودی خدا و انسان، در حقیقت، به این معنا است که اگر انسان واقعا خود را بشناسد، خدا را شناخته است و همچنین به این معنا است که انسان نه تنها با معرفت خدا فاصله زیادی ندارد، بلکه به وجهی اجمالی او را می شناسد و کافی است که این اجمال به تفصیل تبدیل شود. هر چه انسان از ظاهر وجود خویش به باطن حرکت کند و به عمق وجود خویش نزدیک تر شود، این تفصیل بیشتر می شود و حقیقت فنا نیز چیزی جز این حرکت از ظاهر به باطن نیست و آنگاه که انسان به طور کلی به آن دست یابد فنای ذاتی رخ می دهد، یعنی در حقیقت انسان به وضوح و روشنی درمی یابد که به جز حضرت حق چیزی وجود نداشته است. این معنای سخن عارفان مسلمان است که حالت موجودات ممکن حین وجود و قبل و بعد از آن تفاوتی ندارد. اکنون نیز که ما خیال می کنیم به غیر از خدا موجوداتی وجود دارند، به واقع، جز خدا کسی وجود ندارد و تنها خیالی عارض شده است که فانیان در حق، در حقیقت، بر این خیال فائق می آیند.

تفاوت دیدگاه دو مکتب هینه یانه و مهایانه
در آیین بودا پاسخ هینه یانه ای ها به این سؤال با پاسخ مهایانه ای ها متفاوت است. مهایانه ای ها با توجه به مفهوم تری کایه و اتحاد درمه کایه با نیرمانه کایه، بودای مطلق را در همه کالبدها حاضر می دانند و از این رو رهرو با معرفت به این حضور که از طریق مراقبه حاصل می شود، از چرخه سنساره رها و به نیروانه نائل می شود، زیرا چرخه سنساره چیزی جز معرفت های مشروط و نسبی ما نیست و هر کس در محدوده این معرفت نسبی بماند در چرخه سنساره گرفتار است، ولی آنکه به معرفت مطلق نائل شود دیگر در این چرخه نیست. اما چون درمه کایه با نیرمانه کایه متحد است، این معرفت در همین دنیا حاصل می شود و نیازمند انتقال به ساحت دیگری از وجود نیست. اما به نظر می رسد که هینه یانه ای ها چنین انتقالی را لازم می دانند. البته این بدان معنا نیست که هینه یانه ای ها سه مرتبه وجودی برای بودا قائل نیستند، زیرا آنها نیز سه کشتزار بودایی را قبول دارند که یکی میدان تولد بودا و دیگری پهناورتر و میدان اقتدار او است و سومی سپهر او است که نامتناهی است و به اندازه درنمی آید. و حتی به این معنا نیست که نیل به نیروانه در این جهان حاصل نمی شود، بلکه تفاوت را باید در همان اتحاد درمه کایه و نیرمانه کایه یافت که در آیین بودای مهایانه مطرح است و آیین بودای هینه یانه از آن خالی است. آیین بودای هینه یانه مرز قاطعی بین مطلق و مشروط قرار می دهد، به صورتی که نیروانه قبل از مرگ با اینکه نیروانه است و رهرو در آن مقام از دلبستگی ها خلاص شده است، اما هنوز ته مانده ای از رنج و گرفتاری او باقی است، اما آیین مهایانه با طرح نظریه اتحاد، این مرز را از میان برداشته و مطلق را با مشروط متحد دانسته است.

نتیجه
در جمع بندی کلی بین فنا و نیروانه به نظر می رسد هر چند تفاوت هایی مهم بین این دو وجود دارد، لیکن جوهر و حقیقت این دو یکی است. به نظر می رسد اگر تفاوتی بین فنا و نیروانه وجود داشته باشد، باید آن را در مفهوم خدا یا مشابه های آن جستجو کرد و ادعا می شود که در آیین بودا چنین مفهومی وجود ندارد. از این رو صرفا یک حقیقت مطلقی تصویر می شود که صرفا غایت است و هیچ تعاملی با جهان و رهرو ندارد و رهرو با تلاش خویش در یک روند کاملا مشخص به آن نائل می شود. اما به نظر می رسد، اگر بتوان این امر را تا حدی در مورد آیین هینه یانه پذیرفت، در آیین مهایانه به هیچ وجه نیروانه اینگونه نیست و درمه کایه تعامل وثیقی با عالم مادی دارد، بلکه با آن متحد است و تجلیات او برای نجات بشر به صورت کالبد مادی است و بودایان در عالم وجود دارند. از طرف دیگر خدای مطرح در عرفان اسلامی که از آن بیشتر به حق تعبیر می کنند، بسیار با درمه کایه شبیه است و «حق»، به هیچ وجه خدای انسان وار نیست و آموزه وحدت وجود که در عرفان اسلامی مطرح است، بسیار با اتحادی که بین درمه کایه و نیرمایه کایه تصویر می شود مشابه است. اما اینکه ریشه های این شباهت را در کجا باید جست و آیا این دو مفهوم هر یک در حوزه ای مستقل پرورانده شده و به بار نشسته اند یا تأثیر و تأثری در کار بوده است، فرصت و مجال دیگری می طلبد.

منابع
محمد علی رستمیان- فنا و نیروانه- انتشارات باشگاه اندیشه
ع. پاشایی- بودا- انتشارات فیروزه- تهران- 1374
ع. پاشایی- فصلنامه هفت آسمان- سال دوم- شماره هشتم- 1379
نانسی ویلسون راس- بودیسم راهی برای زندگی و اندیشه- ترجمه منوچهر شادان- انتشارات بهجت- تهران- 1374
د. ت. سوزکی- راه بودا- ترجمه ع. پاشایی- نشر نگاه معاصر- تهران- 1380
6- هانس ولفگانگ شومان، آیین بودا، ترجمه ع. پاشایی، انتشارات فیروزه، تهران، 1375.
7- فصل نامه هفت آسمان، سال پنجم، شماره بیستم، 1382، فلسفه بودایی در ژاپن، نوشته جان سی مارالدو، ترجمه محمدعلی رستمیان

سایر اطلاعات:
کد مطلب: de68
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اصول اعتقادی

دفعات بازدید: 5    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ب.ظ 10:01:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=de68


هم گروهی ها
چهار حقیقت جلیل در آئین بودااساس آئین بودا بر چهار حقیقت استوار است که به چهار حقیقت شریف معروف است:1_ حقیقت رنج، 2_ حقیقت خاستگاه رنج، 3_ حقیقت توقف رنج، 4_ حقیقت راهی ...
دین دائر مدار ارتباط انسان و خداست. از این رو طرفین این ارتباط، یعنی خدا و انسان، مهم ترین موضوعات مورد بحث در متون مقدس اند. اما در باب انسان، متون مقدس از دو حیث ...
مفهوم «دارما» می تواند تقریبا بر تمام جنبه های حیات هندویی اثر بگذارد. یکی از نویسندگان از این جریان با عنوان «عبادی ساختن حیات روزمره» نام می برد، در حالی که دیگران ...
خدایان برزخی یا فضایی:در این گروه، خدایانی همچون «ایندره»، «آپام ناپات»، «رودره»، «وایو و واته»، «آپا»، «پرجنیه»، «مروتها»، «ماتریشون»، «تریته آپتیه» قرار ...
آیین هندو مشتمل بر آیین های محلی و سنت هایی اعتقادی و عبادی است، اما نه به گونه ای که چون دینی آسمانی، دارای پیامبری مشخص و آیین عبادی واحدی باشد. به همین سبب نمی توان ...
پیشینه تاریخینخستین فردی که در شرق به بررسی مقایسه ای عرفان اسلامی و هندویی پرداخت و توجه ویژه ای در این خصوص داشت، دانشمند جامع، مرحوم «ابوریحان بیرونی» می باشد که ...
نام قدیم آیین هندو، برهمایی، برگرفته از برهما، نام خدای هندوان بود؛ و هندوئیسم شکل تکامل یافته ی آنیمیسم است. به همین دلیل بنیان گذار آن شناخته شده نیست آیین باستانی ...
حقیقت معاد این است که، روح پس از مفارقت از بدن، به مسیت الهی، بار دیگر به همان بدنی که با آن زندگی می کرد، باز می گردد تا پاداش و کیف اعمال دنیوی خود را در سرای دیگر ...
آئین سیر و سلوک و ریاضتهای عرفانی بر همگان روشن است که عرفان بیش از آنکه نظری، نگرشی و علمی باشد، عملی و عینی است، شیخ محمود قیصری به نقش عرفان علمی در عرفان عملی نیز ...
دین جاینی و پاسخ به چالش های مدرنیتهدین جاینی نیز، همانند تمام سنن دینی دیگر، با داشتن جهان بینی ای نه بر پایه اصول غربی تردید و تحقیق علمی پس از عصر روشن گری و تنویر، ...