امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

علم النفس، مراتب، اطوار و حالات آن در کتاب بهگودگیتا (اوصاف)


توضیحات کوتاه:

دین دائر مدار ارتباط انسان و خداست. از این رو طرفین این ارتباط، یعنی خدا و انسان، مهم ترین موضوعات مورد بحث در متون مقدس اند. اما در باب انسان، متون مقدس از دو حیث ...


توضیحات:

دین دائر مدار ارتباط انسان و خداست. از این رو طرفین این ارتباط، یعنی خدا و انسان، مهم ترین موضوعات مورد بحث در متون مقدس اند. اما در باب انسان، متون مقدس از دو حیث درباره او سحن می گویند: 1. انسان چگونه هست، که در قالب جمله های خبری به بیان واقعیت هایی درباره انسان می پردازند و این امور جنبه توصیفی دارند. 2. انسان چگونه باید باشد، که در قالب جمله های انشایی به بیان ارزش های دینی می پردازند و این امور جنبه توصیه ای دارند. در این بحث به واقعیت هایی که درباره انسان در کتاب «گیتا» آمده است، پرداخته می شود. علم النفس را علم به نفس، مراتب، اطوار و حالات آن دانسته اند. خود نفس ساحت غیر جسمانی انسان است که مراتبی دارد. مثلا عرفای مسلمان، روح، سر قلب، خفی و احقی را مراتب نفس می دانند. علاوه بر این نفس اطواری هم دارد. یک طور وجودی نفس، قبل از تعلق به بدن و طور دیگر آن، بعد از تعلق به بدن در دنیا و طور سوم، بعد از قطع علاقه از بدن است که مربوط به عوالم برزخ و آخرت می شود. حالات نفس هم افعال و انفعالات و قوای نفس است. امروزه علم النفس را علمی می دانند که به نفس، کارکردها، ساختار و آثار رفتاری نفس می پردازد. گیتا به عنوان یک متن مقدس دینی، درباره حالات و اطوار و افعال نفس واقعیت هایی را اظهار می کند. گیتا کتاب عجیبی است، در باب علم النفس، نه تنها از هیچ یک از تقسیم بندی های رایج پیروی نمی کند، بلکه حداقل یازده مقوله جدا از هم را در این باب طرح می کند، اما سخت تأثیرگذار و نافذ است و در ابقای پیام خود توفیق چشمگیری دارد. گیتا دارای همان ویژگی است که همه کتب مقدس دارند، یعنی «آشفتگی و تکرار مطالب». این دو ویژگی، از آنجا که در تربیت انسان کارآیی بسیار دارد، حسن این کتب محسوب می شود نه عیب آن ها. در عین حال که هیچ نظم و ترتیب منطقی در مباحث مطروحه در گیتا به چشم نمی خورد. اما یک تداعی معانی جالب و دل انگیز که از لحاظ درونی پیوستگی کافی با هم دارد، در آن احساس می شود. این امر باعث رفع ملال خواننده و جلب توجه او می گردد. هر مطلبی فقط در یک جانیامده، بلکه در مواضع مختلف و با بیانات متنوع تکرار شده است، تا تأثیر بیشتری در روح انسان بگذارد. به نظر می آید پرداختن به هر بحثی در گیتا مستلزم پرداختن به کل آن است.

علم النفس گیتا
در پایان فصل سوم گیتا، آمده: «گویند که نیروی حس بزرگ است، ولی دل از حس بزرگ تر است و خرد بزرگ تر از دل، و بزرگ تر از خرد، جان است». بدین ترتیب جان، خرد، دل و حواس در اینجا بنابر درجه اهمیتی که دارند، مطرح شده اند. به عقیده راداکریشنان آگاهی و بیداری باید قدم به قدم حاصل شود. دستیابی به درجات بالاتر آگاهی همان و آزادتر شدن همان. عمل کردن تحت تأثیر حواس، آزادی کمی ببار می آورد. اگر فرامین دل (manas) را انجام دهیم آزادتریم، و اگر دل ما با خرد (buddhi) یکی شود، آزادی مان افزایش می یابد؛ بالاترین مرتبه آزادی آنگاه حاصل می شود که اعمال ما توسط خردی که با نور ماورائی جان (self) روشن شده است، انجام شود. این قطعه سلسله مراتب سطوح آگاهی را عرضه می کند.

1- جان:
الف _ اوصاف جان
در فصل دوم گیتا، کریشنا درباره جان و اوصاف آن سخن می گوید: «جان امری است بی آغاز و بی انجام». «لایزال، تغییرناپذیر، فناناپذیر و نامحدود. جان نه کشته می شود و نه می کشد، نه می زاید و نه می میرد». «نه حربه در آن کارگر می افتد و نه آتش آن را می سوزاند، نه آب آن را تر می کند و نه باد آن را می خشکاند، نه زخم می پذیرد و نه می سوزد و نه تر می شود و نه می خشکد، دائم و قائم و ثابت و پابرجا و جاویدان است، نه به چشم می آید و نه به فکر، و نه دگرگون شود». موجودی این چنین که وجودی ابدی دارد، در عین حال اکتناه ناپذیر است و انسان نمی تواند به کنه آن راه برد. گیتا می گوید: «برخی از سرشگفتی در جان می نگرند و برخی سخنان عجیب درباره اش می گویند و برخی به حیرت، چیزها درباره آن شنوند، لیکن کسی به حقیقت آن واقف نگردد». «هنگامی که یوگی ذهن و روح خود را پاک می کند و به وصال حق می رسد، در آن مقام خود را در همه چیز و همه چیز را در خود می یابد». جان در همه موجودات حاضر است و با حق یگانه می باشد. «آن که در همه چیز مرا می بیند و همه چیز را در من می بیند، هرگز از من جدا نشود و من هرگز از او جدا نشوم. آن که در مقام یگانگی مرا که در همه هستی هستم، بپرستد. هرگونه زندگی کند، با من است». البته این جان، آن نفس جزئی محدود که ترس و امید و خوشایند و ناخوشایند احاطه اش کرده نیست. آن نفس در عارف نابود شده و جان (Self) ظهور کرده است که از بیم و امید مبراست و با حق متحد است. نکته دیگر این است که جان «کننده کار» نیست، بلکه چنانکه بعدا خواهیم دید، سرچشمه و کننده کارها، گونه ها هستند. گیتا می گوید: «این جان والای بی زوال را آغازی نیست و از اوصاف مبراست. ای فرزند کنتی، اگر چه جان در تن مسکن گزیده است، نه کاری می کند و نه آلوده می شود. همچنان که اثیر محیط بر جهان از غایت لطافت، رنگ نمی پذیرد، جان نیز که در قالب تن است، رنگ نمی گیرد».

ب: ربط و نسبت جان با «گونه ها»
«مطابق با مکتب سانکیه، دو اصل در جهان وجود دارد: پرکریتی (ماده یا صورت که عالم محسوس طبیعت است) و پوروشه روح یا معنا که نامرئی و نامحسوس است). پرکریتی سه حالت دارد که به آن گونه می گویند. این سه حالت عبارتند از:
1- ستوه: حالت سبکی و سعادت و راحتی
2- رجس: حالت میل فعال یا شوق که موجب حرکت است.
3- تمس: حالت رکود و جمود که موجب ظلمت و تاریکی است.
بسته به این است که کدام یک از این حالت های سه گانه، بر دو حالت دیگر غلبه کند اما نکته مهم این است که این حالات، عوارض جسم اند نه روح. اما روح، به سبب نزدیکی بسیار به جسم، حالات آن را حالات خود می انگارد و سالک باید از این توهم خود را برهاند و بداند که جان برتر و فراتر از جسم و گونه های سه گانه است». گیتا می گوید، «گونه های سه گانه، ستوه، رجس و تمس از پرکریتی است و جان نیز در قالب تن سخت بسته این گونه هاست». «سرچشمه اعمال و کننده کارها «گونه» ها هستند، و نادان خودخواه چنین انگارد که کننده کار همه اوست، ولی آن که در کارگونه ها به راستی بینا باشد، می داند که این رنگ حواس است که با رنگ محسوسات درآویخته، پس تعلق خاطری به آن ها حاصل نمی کند». «آن کس به لقای من برسد که چون بنگرد، در همه جهان عاملی جز گونه ها نبیند و نیز آن را که از گونه ها برتر و فراتر است، بشناسد». «وداها از «گونه» های سه گانه سخن می گویند، حال ای ارجونه، تو از هر سه «گونه» آزاد باش، آزاد از قید اضداد، همواره در سکون و صفا و فارغ از بند اندوختن و هشتن، دل بر خویشتن بگمار».

ج: آثار غلبه گونه ها بر جان
گونه های سه گانه ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و در هیچ موجودی از هم جدا نمی شوند و در هر موجودی، کوچک یا بزرگ، حاضرند. اما هر یک از آن ها سعی در غلبه بر دیگران دارد. سرشت هر چیز تحت تاثیر غلبه یکی از این گونه ها شکل می گیرد. خصوصیت دیگر گونه ها این است که دائم در حال تغییرند. به همین سبب است که گاهی یک گونه بر موجود غلبه دارد و گاهی گونه ای دیگر، در عین حال که دو گونه دیگر در جایگاه خود هستند. گیتا حالات جان را به هنگام غلبه هر یک از این گونه ها وصف می کند. بدین ترتیب انسان می تواند دریابد که تحت تاثیر کدامیک از آن ها قرار دارد. غلبه ستوه بر جان، مایه خوشی است و جان را به علائق نیکو و دانش فرو می بندد. «چون از روزن همه حواس، نور دانش تابیدن گیرد، نشان آن است که ستوه چیرگی یافته است». رجس، جان را به رشته استوار تحمل، فرو می بندد و مایه کار است. «آز و تقلا و گرانباری جستن و بی آرامی و اشتیاق علامت غلبه رجس است.» تمس موجودات را به رشته غفلت و سستی و خواب فرو می بندد و مایه تباهی خرد و منشأ گرفتاری و غفلت است. تاریکی و بیکارگی و غفلت و کودنی نتیجه فزونی جستن تمس است».
می توان گفت، انسان ها از این لحاظ سه دسته اند: 1. انسان هایی با سرشت ستوه، که در جست وجوی نور و معرفت اند. فعالیت های این گروه خود انگیخته، طبیعی، آزاد، آرام و به دور از خودخواهی است. 2. انسان هایی با سرشت رجس که بی آرام و مملو از آرزوها و تمنای امور بیرون از خوداند. چنین کسانی می خواهند همیشه فعال باشند و نمی توانند آرام بگیرند و فعالیت هایشان آمیخته با خواسته های خودخواهانه است 3. انسان هایی با سرشت تمس که تاریک و بی حرکت اند، ذهنشان تیره و مغشوش است و همه زندگیشان تسلیمی دائمی نسبت به محیط پیرامون شان است.

د: آثار غلبه جان بر گونه ها
کریشنا از ارجونه می خواهد که از هر سه «گونه» آزاد باشد و دل بر خویشتن گمارد و فریب نخورد و نپندارد که اعمالش ساخته و پرداخته خود اوست، بلکه آنچه را فراتر از گونه هاست، بشناسد. جان می تواند با معرفت به این که گونه ها حالات تن است و کننده کار، از آن ها تعالی جوید و با گذر از عالم ماده به حقیقت حق واصل شود و از گردونه تولد مجدد برهد. گیتا در این مورد می گوید: «و چون جان از گونه ها که ملازم قالب تن اند فراتر رود و بر آن ها چیره گردد، از بازگشت و مرگ و انحطاط و رنج رهایی یابد و جاوید بماند». نشان آن که چنان کسی از این سه گونه فراتر رفته باشد، این است، که «چون او را روشنی (ستوه) روی نماید، یا به کار (رجس) کشانده شود، و یا او را تاریکی (تمس) فرا گیردش، نه ملول گردد و نه تعلقی به آن ها در خود احساس کند. آن که در این میان بیگانه وار بنشیند و به گونه ها از جای در نرود و با علم به این که گونه ها در کارند استوار و بی تزلزل باشد. آن که در غم و شادی یکسان و قوی دل باشد. آن که کلوخ و سنگ و طلا را برابر بیند. آن که در راحت و محنت و مدح و قدح به یک حال بماند، آن که ننگ و نام و دوست و دشمن را به یک چشم ببیند و دل از تدبیر کار بپردازد. چنین کسی از گونه ها فراتر رفته باشد». «نادانان جان را نمی بینند که گاه از قالب تن رخت برمی بندد و گاه در منزل تن با گونه ها یکی می شود و از محسوسات بهره می گیرد. و آن که به اعتقاد راسخ به خدمت من برخیزد و پای از گونه ها فراتر نهد، شایسته وصول به برهمن باشد». داراشکوه در مجمع البحرین، این سه حالت را با صفات الهی مربوط می داند و می گوید: «الله سبحانه تعالی را نزد صوفیه دو صفت است، جلال و جمال، که جمیع آفرینش در تحت این دو صفت است، که آن را Tri-Guna می خوانند، یعنی ست، رج و تم. ست (Sattva)، یعنی ایجاد، و رج (Rajas) ابقا یعنی، و تم (Tamas) افنا. چون صوفیه ابقاء را در ضمن صفت جمال مندرج دیده اند دو اعتبار کرده اند. هر یکی از این سه صفت در دیگران مندرج است و هندوان این سه صفت را (Tri- murti) نامند که برهما و ویشنو و شیواست. به زبان صوفیه، جبرییل و میکاییل و اسرافیل». راداکریشنان نیز در تفسیر ابیات مربوط به گونه ها، در فصل چهاردهم گیتا، به همین امر اشاره می کند و تثلیث هندویی را حاصل غلبه یکی از حالات می داند؛ ستوه در ویشنو که حافظ و حامی موجودات است، رجس در برهما که خالق است و تمس در شیوا که مهلک است. این ها سه وجه خدای شخصی اند که ایجاد و ابقا و افنای جهان را بر عهده دارند.

2- خرد (Buddhi)
گیتا در یک طبقه بندی، جان را فوق خرد و خرد را فوق دل و دل را فوق تن قرار می دهد. Buddhi را معمولا به عقل ترجمه می کنند. اما مقصود از آن عقل به معنای نیروی استدلال گر نیست، بلکه به قول داراشکوه؛ بودی از حواس باطن است که طرف خیر رود و جانب شر نرود. اجرتون معتقد است این کلمه هر دو معنای آگاهی و اراده را دربر می گیرد. در گیتا می خوانیم: «اندیشه درباره اشیا موجب تعلق خاطر می شود، و از تعلق آرزو می زاید و از آرزو خشم پدید می آید و خشم مایه تشویش می گردد و تشویش نسیان می آورد و نسیان خرد را تباه می گرداند و تباهی خرد موجب هلاک باشد». تباهی خرد در اینجا به معنای عدم توانایی تمیز میان درست و نادرست است. هنگامی که شهوت بر انسان غلبه می کند حافظه اش را از دست می دهد و خردش تیره و تار می شود و انسان نابود می گردد. آنچه در اینجا مورد نظر است، یک کناره گیری درونی است نه بیزاری از حواس و محسوسات و نه عشق ورزی به آن ها. حواس باید ضبط و مهار شوند، نه آن که به حال خود رها گردند.
( ادامه دارد... )

منابع
یوسف اباذری- ادیان جهان باستان- تهران- مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی- 1372- جلد اول (چین و هند)- صفحه 260
گیتا (بگودگیتا) سرود خدایان- ترجمه محمد علی موحد- تهران- خوارزمی- 1374- صفحه 6
جان بی ناس- تاریخ جامع ادیان- ترجمه علی اصغر حکمت- انتشارات آموزش انقلاب اسلامی- تهران- 1370- صفحه 268
فروزان راسخی- فصلنامه هفت آسمان- شماره 16- مقاله علم النفسِ گیتا

سایر اطلاعات:
کد مطلب: ne78
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اصول اعتقادی

دفعات بازدید: 5    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ب.ظ 10:09:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=ne78


هم گروهی ها
خدایان برزخی یا فضایی:در این گروه، خدایانی همچون «ایندره»، «آپام ناپات»، «رودره»، «وایو و واته»، «آپا»، «پرجنیه»، «مروتها»، «ماتریشون»، «تریته آپتیه» قرار ...
آیین هندو مشتمل بر آیین های محلی و سنت هایی اعتقادی و عبادی است، اما نه به گونه ای که چون دینی آسمانی، دارای پیامبری مشخص و آیین عبادی واحدی باشد. به همین سبب نمی توان ...
پیشینه تاریخینخستین فردی که در شرق به بررسی مقایسه ای عرفان اسلامی و هندویی پرداخت و توجه ویژه ای در این خصوص داشت، دانشمند جامع، مرحوم «ابوریحان بیرونی» می باشد که ...
نام قدیم آیین هندو، برهمایی، برگرفته از برهما، نام خدای هندوان بود؛ و هندوئیسم شکل تکامل یافته ی آنیمیسم است. به همین دلیل بنیان گذار آن شناخته شده نیست آیین باستانی ...
حقیقت معاد این است که، روح پس از مفارقت از بدن، به مسیت الهی، بار دیگر به همان بدنی که با آن زندگی می کرد، باز می گردد تا پاداش و کیف اعمال دنیوی خود را در سرای دیگر ...
آئین سیر و سلوک و ریاضتهای عرفانی بر همگان روشن است که عرفان بیش از آنکه نظری، نگرشی و علمی باشد، عملی و عینی است، شیخ محمود قیصری به نقش عرفان علمی در عرفان عملی نیز ...
دین جاینی و پاسخ به چالش های مدرنیتهدین جاینی نیز، همانند تمام سنن دینی دیگر، با داشتن جهان بینی ای نه بر پایه اصول غربی تردید و تحقیق علمی پس از عصر روشن گری و تنویر، ...
این قوم نیز فرهنگ دینی مکتوب دارد و تعداد 39 کتاب دینی به آنان نسبت داده اند. نام کلی متون مقدس دین جینی آگمه ها (فرایض) و یا سیدهانتاها (ذخایر) است. قسمت اول کتاب قانون ...
پیدایش نخستین عوامل دین از این اندیشه ها و مشتی اندیشه های همانند آنها، نخستین عوامل دین پدیدار شد. هر چه دامنه ی زبان گسترده تر می شد، بیشتر امکان شدت یافتن و تکمیل ...
یونان شبه جزیره کوچکی در جنوب شرقی اروپا است که از گذشته های دور مرکز هنر، فرهنگ و اندیشه بوده است. این کشور در زبانهای اروپایی (Greece) خوانده می شود و کلمه عربی اغریق از ...