امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

خروش خون و سروش قیام می شنوم


توضیحات کوتاه:

خروش خون و سروش قیام می شنوم(مدح) صدای خطبه ی زینب زشام می شنوم سخن کلام خداوند قادر ازلی است نداند ای محمّد (صلی الله علیه و آله)، صدا صدای علی است مقیم شامم و می ...


توضیحات:

خروش خون و سروش قیام می شنوم(مدح)
صدای خطبه ی زینب زشام می شنوم
سخن کلام خداوند قادر ازلی است
نداند ای محمّد (صلی الله علیه و آله)، صدا صدای علی است
مقیم شامم و می آیدم به سوز و خروش
صدای فاطمه از مسجد مدینه بگوش
دوباره شیر خدا توسن سخن راند
و یا که حضرت صدّیقه خطبه می خواند
پس از ثنای خداوندگار و نعت رسول
زبان به آیه ی قرآن گشود دخت بتول
ستم گران زگناه فزون در آخر کار
شدند منکر آیات حضرت دادار
الا یزید! گمان می کنی که از نیرنگ
به اهل بیت نبی کرده ای جهان را تنگ
جنایت تو مقام و جلال ما را کاست؟
و یا خدای تو را با کرامتش آراست
نشسته بر سر تخت ستمگری مسرور
فکنده باد به بینی و پر شدی زغرور
گمان بری که دگر اهل بیت از توست
سوار مملکت وحی را کمیت از توست
چه تند میروی ای کوه جرم بر دوشت
مگر کلام الهی شده فراموشت
به نصّ آیه ی قرآن خدات مهلت داد
که از گناه فزونت شود عذاب زیاد
مگر نه جدّ تو را جدّ من نمود آزاد
عدالت تو همین بس که از ره بیداد
زنان تو پس پرده نهان زنامحرم
میان جمع، بنات پیمبر اکرم
بنات ختم رسل لاله های زهرائی
شوند در همه ی شهرها تماشایی
نه فرد حامی و نه مردهایشان همراه
به سویشان همه نامحرمان کنند نگاه
کسی که مادر او هنده ی جگر خوار است
پلید و پست و جنایتگر و ستمکار است
کسی که خوی چنین مادر است در گل او
همیشه کینۀ آل علی است در دل او
سزد که چوب زند بر لب حسین عزیز
زبان خود بگشاید به شعر کفر انگیز
به جدّ و باب تفاخر کنی زبیدادت
گمان کنی که صدایت رسد به اجدادت
تو نیز در دل دوزخ ندا دهی هر دم
که کاش ظلم به آل علی نمی کردم
برآوری زجگر ناله و بگویی فاش
که وای بر من، دستم شکسته بود ای کاش
کلام تو همه زشت و مرام تو همه زشت
چه کرده چوب تو با سیّد شباب بهشت؟
سلاله های سما را تو در زمین کشتی
ستاره های زمین را زتیغ کین کشتی
چرا نباشی مست شراب و مست غرور
که از جفای تو شد زخمِ قلبِ ما ناسور
خدای عزّوجل خود رآل بوسفیان
به آتش غضبت انتقام ما بستان
به آن خدا که زمام وجود در ید اوست
که هم تو گشوت خود را دریده ای هم پوست
بود رسول خداوند گار دشمن تو
که خون پاک حسینش بود بگردن تو
کند فرار جهیم تز شراره ی ننگت
که خون آل محمّد (صلی الله علیه و آله) بریزد از چنگت
تو هتک حرمت پیغمبر خدا کردی
تو سر زپیکر فرزند او جدا کردی
ستاده آل محمّد (صلی الله علیه و آله) به محضر تو اسیر
به حشر پنجه ی قهرت شود گریبان گیر
به روز حشر، زلطف خدای بخشنده
شون جمع همان مجمع، پراکنده
اگر چه رخت به دریای سرخ خون بردند
گمان مدار شهیدان راه حقّ مردند
به دادگاه خدا خصم تو رسول خداست
وبال گردن تو خون سید الشّهداست
به حامیان تو و تو عیان در آن روز است
که فتح از تو بود یا حسین پیروز است
تو کیستی که شود با تو هم سخن زینب
نه قدر داری و نه منزلت نه نام و نسب
من از مصائب پیوسته گشته ام ناچار
که با تو حرف زنم ای نکوهشت بسیار
تعجب است شگفتا از اینکه حزب خدا
بدست لشگر شیطان چنین شدند فدا
به قصد کشتن ما تیغ هایشان خیزد
و خون ما همه از پنجه هایشان ریزد
ندیده اند که گرگان وحشی صحرا
شدند یکسره زوّار یوسف زهرا
به تیغ قهر سخن پرده می درم از تو
به دادگاه خدا شِکوه می برم از تو
همیشه مکتب ما اهل بیت پاینده است
بیار هر چه داری که نام ما زنده است
زمان توست کم و دولتت شود نابود
زماست سلطنت آری چنانکه از ما بود
زند منادی حقّ روز حشر این فریاد
به ظالمین زخداوندگار لعنت باد
سپاس و حمد خدا را بدین سعادت ما
که زندگانی ما بود در شهادت ما
هماره می طلبم از خدای رب جلیل
که بر تمام شهیدان دهد جزای جزیل
مقام و منزلت ما تمام لطف خداست
به او کنیم توکّل که او خلیفه ی ماست
الا زبان خداوندگار در دهنت
صدای حیدر و نطق حسین در سخنت
تویی که در نفست اینهمه خروش خداست
و یا طشت طلا رأس سیّد الشّهداست؟
زبان تو که سخن های آتشین می گفت
حسین از رگ ببریده آفرین می گفت
محمّد و علی و فاطمه، حسن و حسین
به تیغ نطق تو گفتند یکصدا احسن
نفس شراره کلام تو پاره ی دل بود
خطابه خواندن و داغ حسین مشکل بود
پیام آور خون خدا تویی زینب
خطابه خوان همه نسل ها تویی زینب
سلام بر تو و امّ و اب و برادر تو
به نظم خود شده «میثم» پیام آور تو

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: t4ac
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 12    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 1:15:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=t4ac


هم گروهی ها
دخت علی زینب کبری سلام (مدح) سیّده النّساء زهرا سلام سلام ای حقیقت فاطمه زنده کن طریقت فاطمه کتاب صبر مرتضی سینه ات تمام فاطمه در آیینه ات تو زینب امّی و زین ابی ...
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من (مدح) درود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّ که وحی می دمد از نطق روح پرور من مرا به تربیت حیدری کنار حسن برای ...
من کی ام انگشتر زیبای عصمت را نگینم(مدح) آفتابی بر فراز دوش ختم المرسلینم گوهر نابی به دست رحمهٌ للعالمینم ریسمان محکمی در پنجه ی حبل المتینم بازوی مشکل گشای فاطمه ...
کای علی و فاطمه را نور عین کوفه میا، کوفه میا، یا حسین کوفه محل همه نیرنگ هاست دسته گل سنگ دلان سنگ هاست حرمله با تیر کشد انتظار تیر کجا و گلوی شیرخوار تیر کجا و ...
شنیدم که مولای اهل ولا چو زد خیمه در وادی کربلا چو گردید در بین دشمن غریب یکی نامه بنوشت بهر حبیب که ای پیر از پای تا سر وفا محبت گرفته ز نامت صفا بود این پیام از ...
سلام بر زهیر ابن قین سلام شهیدان سلام حسین سلام خدا بر زهیر ابن قین شهیدی که در وادی کربلا بلا گفت با یار و با غیر، لا شهیدی که هنگام صرف طعام رسید از امام زمانش ...
امین وحی، عالم را خبر داد (ولادت) که نخل سبز ثارالله بر داد خدا امشب حسین ابن علی را دُرّی بهتر ز یک دریا گهر داد الا ای اختران تبریک تبریک که حق شمس ولایت را قمر داد ...
تبریک که بحر ولایت گهر آمد(مدح) طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد خون شهدا را سند معتبر آمد در مکتب ایثار، حسین دگر آمد از بیت حسین بن علی این خبر آمد ریحانه ی ریحانه ی خیر ...
خانه وحی شده جنت اعلا امشب (ولادت) کرده مه در کف خورشید تجلا امشب از زمین یکسره بر عرش معلا امشب این بود ذکر خوش اهل تولا امشب که رباب امشب ، قرص قمری آورده پدر پیر ...
درخت عصمت در گلبن ولا بر داد (ولادت) خدا به بحر ولایت یگانه گوهر داد سپهر خون و شرف را بلند اختر داد که سیّدالشهّدا را علیّ اصغر داد ستاره ای ز سپهر بلند لا آمد ذبیح ...