امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

دخت علی زینب کبری سلام


توضیحات کوتاه:

دخت علی زینب کبری سلام (مدح) سیّده النّساء زهرا سلام سلام ای حقیقت فاطمه زنده کن طریقت فاطمه کتاب صبر مرتضی سینه ات تمام فاطمه در آیینه ات تو زینب امّی و زین ابی ...


توضیحات:

دخت علی زینب کبری سلام (مدح)
سیّده النّساء زهرا سلام
سلام ای حقیقت فاطمه
زنده کن طریقت فاطمه
کتاب صبر مرتضی سینه ات
تمام فاطمه در آیینه ات
تو زینب امّی و زین ابی
پیمبر خون خدا زینبی
تو مادر ائمه را دختری
چه دختری نایبه الحیدری
محافظ جان ولی کیست تو
حسین دوّم علی کیست تو
پیمبر خون خدای جلیل
وحی به لبهای تو بی جبرئیل
وفات تو به جز ولادت نبود
اسارتت کم از شهادت نبود
کفر به نطق تو سیه روز شد
حسین با صبر تو پیروز شد
آینه ی فاطمۀ شهیده
عالمه ی معلّمه ندیده
فاتحه الکتاب صبر و رضا
شیر زن بیشۀ سرخ قضا
گفته به هر بلا بلی با حسین
نوشته بر لوح دلت یا حسین
سایۀ تو خوب تر از آفتاب
خون حسین از نفست خورده آب
تو آبروی پدر و مادری
تو کوثر کوثر پیغمبری
روی منبر تو سراج الهداست
حنجره ات پر از صدای خداست
تو کیستی که بوده از کودکی
نهضت کربلا به تو متّکی
وجود تو بین حسین و حسن
چو مادرت فاطمه در پنج تن
عبادتت عبادت حیدر است
ولادتت ولادت مادر است
معلّم مرد و زن عالمی
مرّبی هزارها مریمی
فخر خرد پیش تو دیوانگی است
خاک قدم های تو مردانگی است
خروش تو خروش خون امام
سکوت تو تیغ علی در نیام
پیمبر و فاطمه و ائمّه
مفتخر از تو دخت و اخت و عمّه
فاطمه بالد که تویی دخترش
حسین نازد که تویی خواهرش
شعله مصباح هدایت تویی
تمام تفسیر ولایت تویی
تو نهضت حسین را حیاتی
تو لنگر سفینۀ النّجاتی
تو پرچم صبر برافراشتی
شهید را زنده نگه داشتی
جام بلا تشنۀ کام تو بود
یک طرف سکّه به نام تو بود
تا که از آن جام بر افروختی
سوختی و سوختی و سوختی
روز ولادت که درخشیده ای
به صورت حسین خندیده ای
حسین آغوش محبّت گشود
تو دل از او، او ز تو دل می ربود
روی نهادی به روی دوش او
شد دلت آرام در آغوش او
آنچه که می خواست به گوش تو گفت
آنچه که باید ز دهانت شنفت
در دلتان شراره پیوسته بود
رازی پوشیده و سر بسته بود
تا سفر کرب و بلا ساز شد
پرده از این سرّ مگو باز شد
موی سفید تو ز خون رنگ شد
روی حسینت هدف سنگ شد
ای به ستمگر همه جا گفته لا
شیر زن بیشه قالوا بلا
خلعت عصمت بتو زیبنده باد
مکتب آزادگیت زنده باد
پور معاویّه حقیر تو شد
شام به یک خطبه اسیر تو شد
کیست که همچون تو دلیری کند
روز اسیریش امیری کند
فرق شکسته، دست در سلسه
به کاخ ظالم افکند زلزله
یزید دیگر جسدی مرده بود
سیلی یابن الطلّقا خورده بود
رأس بریدۀ برادر به طشت
مات تو و محو کلام تو گشت
گویی در طشت طلا گفت این
دختر زهرا و علی آفرین
خصم به نطق تو سر افکنده شد
تو خطبه خواندی و علی زنده شد
کوه صفت مقاوم استاده ای
بنی امیّه را شکست داده ای
نطق تو تیغ آبدار دین است
دختر مرتضی علی چنین است
حیف که داغ روی داغ دیدی
خزان لاله ها به باغ دیدی
حیف که بر پیکر تو نشانه
ماند ز کعب نی و تازیانه
حیف تو را شام خراب بردند
چرا به مجلس شراب بردند
حیف که حرمت از شما شکستند
ده تن را به یک طناب بستند
حیف عدو به سینه آذرت زد
چوب به لب های برادرت زد
حیف که در شراره ی غم تو
هنوز زنده مانده «میثم» تو

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: t4ad
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 12    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 1:16:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=t4ad


هم گروهی ها
سلام بر من و اُمّ و اَب و برادر من (مدح) درود باد به ابنا و جدّ اطهر من منم پیمبر خون خدای عزوجلّ که وحی می دمد از نطق روح پرور من مرا به تربیت حیدری کنار حسن برای ...
من کی ام انگشتر زیبای عصمت را نگینم(مدح) آفتابی بر فراز دوش ختم المرسلینم گوهر نابی به دست رحمهٌ للعالمینم ریسمان محکمی در پنجه ی حبل المتینم بازوی مشکل گشای فاطمه ...
کای علی و فاطمه را نور عین کوفه میا، کوفه میا، یا حسین کوفه محل همه نیرنگ هاست دسته گل سنگ دلان سنگ هاست حرمله با تیر کشد انتظار تیر کجا و گلوی شیرخوار تیر کجا و ...
شنیدم که مولای اهل ولا چو زد خیمه در وادی کربلا چو گردید در بین دشمن غریب یکی نامه بنوشت بهر حبیب که ای پیر از پای تا سر وفا محبت گرفته ز نامت صفا بود این پیام از ...
سلام بر زهیر ابن قین سلام شهیدان سلام حسین سلام خدا بر زهیر ابن قین شهیدی که در وادی کربلا بلا گفت با یار و با غیر، لا شهیدی که هنگام صرف طعام رسید از امام زمانش ...
امین وحی، عالم را خبر داد (ولادت) که نخل سبز ثارالله بر داد خدا امشب حسین ابن علی را دُرّی بهتر ز یک دریا گهر داد الا ای اختران تبریک تبریک که حق شمس ولایت را قمر داد ...
تبریک که بحر ولایت گهر آمد(مدح) طوبای بهشت شهدا را ثمر آمد خون شهدا را سند معتبر آمد در مکتب ایثار، حسین دگر آمد از بیت حسین بن علی این خبر آمد ریحانه ی ریحانه ی خیر ...
خانه وحی شده جنت اعلا امشب (ولادت) کرده مه در کف خورشید تجلا امشب از زمین یکسره بر عرش معلا امشب این بود ذکر خوش اهل تولا امشب که رباب امشب ، قرص قمری آورده پدر پیر ...
درخت عصمت در گلبن ولا بر داد (ولادت) خدا به بحر ولایت یگانه گوهر داد سپهر خون و شرف را بلند اختر داد که سیّدالشهّدا را علیّ اصغر داد ستاره ای ز سپهر بلند لا آمد ذبیح ...
یم فضل و عفاف و زهد و عصمت گوهر آورده (ولادت) مه تابنده ی برج ولایت اختر آورده نهال آرزوی یوسف زهرا بر آورده عروس فاطمه امشب علیّ اصغر آورده حسین ابن علی این است تنها ...