1. کسی که صیغه را میخواند باید بالغ و عاقل باشد، چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وکیل شده باشد. (2370)
2. در ازدواج موقت هر کدام از طرفین میتوانند به نفع خود شروطی را قرار دهند و پس از آنکه به توافق برسند، صیغه عقد ازدواج را بخوانند.
3. در موقع خواندن صیغه، زن و مرد باید قصد انشا کنند؛ به این معنا که با خواندن صیغه همین الان زن با این مرد و یا مرد با این زن محرم خواهند شد.
4. مردم و یا زن و یا هر دو میتوانند به صورت تلفنی شخص دیگری را وکیل خود نمایند تا در غیاب آنها اجرای صیغه عقد نماید.
5. در ازدواج موقت زن از مرد ارث نخواهد برد.6. زن مسلمان نمیتواند به عقد کافر در آید، مرد مسلمان هم نمیتواند با زنهای کافره غیر کتابیه به طور دائم ازدواج کند وبه احتیاط واجب ازدواج دائم با زنهای کافره اهل کتاب نیز جایز نیست، ولی صیغه کردن زنهای اهل کتاب مانند یهود و نصاری مانعی ندارد. (2397)
7. اگر با زنی که در عده طلاق رجعی است، زنا کند، آن زن بر او حرام میشود و اگر با زنی که در عده متعه یا طلاق یا عده وفات است، زنا کند، بعداً میتواند او را عقد نماید (اگرچه احتیاط مستحب آن است که با او ازدواج نکند) (2398)
8. اگر با زن بی شوهری که در عده نیست، زنا کند، بعداً میتواند آن زن را برای خود عقد نماید، ولی احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعد او را عقد نماید، بلکه احتیاط مزبور حتی الامکان نباید ترک شود و همچنین است اگر دیگری بخواهد آن زن را عقد کند. (2399)
9. اگر زنی را که در عده دیگری است برای خود عقد کند، چنانچه مرد و زن یا یکی از آنان بدانند که عده زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عده حرام است، آن زن بر او حرام میشود، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد. (2400)
10. اگر زنی را برای خود عقد کند و بعد معلوم شود که در عده بوده، چنانچه هیچ کدام نمی دانستهاند زن در عده است و نمی دانستهاند که عقد کردن زن در عده حرام است، در صورتی که مرد با او نزدیکی کرده باشد، آن زن بر او حرام میشود. (2401)11. اگر انسان بداند زنی شوهر دارد و با او ازدواج کند، باید از او جدا شود و بعداً هم نمی تواند او را برای خود عقد کند. (2402)
12. شوهر بیش از چهار ماه نباید نزدیکی با متعه خود را ترک کند. (2422)
13. زنی که صیغه میشود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط میتواند لذتهای دیگر از او ببرد، ولی اگر بعداً به نزدیکی راضی شود، شوهر میتواند با او نزدیکی نماید. (2423)
14. زنی که صیغه شده است اگر چه آبستن شود، حق خرجی ندارد. (2424)
زنی که صیغه شده است حق همخوابی ندارد و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم از او ارث نمی برد (2425)
15. زنی که صیغه شده میتواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود، ولی اگر به واسطه بیرون رفتن حق شوهر از بین میرود، بیرون رفتن او حرام است. (2427)
از نظر قرآن و فقه چه تفاوتی بین زنا و عقد موقت وجود دارد؟
پرسش:
از نظر قرآن و فقه چه تفاوتی بین زنا و عقد موقت وجود دارد؟
پاسخ:
این پرسش را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
1. تفاوت بین زنا و ازدواج موقت از نظر قرآن چیست؟
2. زنا و عقد موقت از نظر فقه چه تفاوتی دارند؟
پیش از بیان تفاوت بین زنا و ازدواج موقت، مناسب است آن دو را تعریف کنیم.
تعریف:
در تعریف «زنا» گفتهاند: «نزدیکی با زن، بدون عقد شرعی را زنا گویند.» و در تعریف ازدواج موقت میتوان گفت: «نزدیکی با زن با عقد شرعی که مدت و مهر آن معلوم باشد.»
گناه بزرگ
قرآن کریم «زنا» را در ردیف شرک به خدا و قتل نفس معرفی میکند. در این باره ابن عباس حدیثی نقل میکند از پیامبر گرامی (ص): سوال کردم،
کدام گناه از همه گناهان بزرگتر است؟ حضرت فرمود: اینکه برای خداوند شریکی قرار دهی، در حالی که او تو را خلق کرده است؛ بعد گفتم: بعد از آن کدام گناه؟ فرمود: اینکه به قتل برسانی فرزند خود را به خاطر ترس از اینکه با تو هم غذا شود. بعد پرسیدم: بعد از آن کدام گناه؟ فرمود: اینکه با زن همسایهات زنا کنی.
قرآن کریم در مذمت و تقبیح عمل زنا میفرماید:
«وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَی إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِیلًا ؛
و نزدیک زنا نشوید؛ [چرا] که آن، زشتکاری است، و بد راهی است.»خداوند در این آیه، «زنا» را عملی بسیار زشت و ناپسند و راهی بسیار بد و خطرناک معرفی میکند و میفرماید: هیچکس حق ندارد به آن نزدیک شود!
راهکار قرآنی برای سلامت جامعه
قرآن کریم برای حفظ جامعه، عقد موقت را به عنوان راهی بسیار مناسب و مطابق با حکمت برای انسان قرار داده است:
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً ... إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیماً حَکِیماً؛
و کسانی از زنان را که (با مُتعه و ازدواج موقت) از او بهره میبرید، پس مَهرشان را، در حالی که واجب شده، به آنان بدهید ... براستی که خدا، دانای فرزانه است.»
از این بخش از آیه استفاده میشود که اصل ازدواج موقت و صیغه، قبل از نزول این آیه برای مسلمانان امری مسلم بوده که در این آیه نسبت به پرداخت مهر توصیه میکند. در پایان آیه آمده است: و خداوند نسبت به مصالح بندگان آگاه و احکامش مطابق با حکمت است.ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی
با توجه به اینکه غریزه شهوت یکی از غرایز نیرومند انسان است و نمیشود آن را از بین برد؛ زیرا خداوند آن را به خاطر حفظ بقای انسان در نهاد او گذاشته است، باید از طریق شرعی تعدیل کرد. اکنون در بسیاری از محیطها و شرایط، افرادی به خاطرمشکلات مادی و یا به خاطر تحصیلات
طولانی قادر به ازدواج دائم نیستند و یا برخی افراد متأهل در مسافرتهای طولانی که با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی مواجه میشوند، چکار باید بکنند؟ آیا باید این غریزه خدادادی را سرکوب کنند و راه راهبان را پیش بگیرند؟- اسلام به این امر راضی نیست- و یا باید آزاد و بیبند و بار باشند؟ در اینجا راه سومی نیز هست که نه مشکلات ازدواج دائم را به دنبال دارد و نه به سرکوب غریزه جنسی میانجامد و نه آن بیبند و باری را در پی دارد و آن ازدواج موقت (صیغه) است که اسلام آن را پیش روی ما گذاشته است؛ بنابراین، در صورت ضرورت و اضطرار میتوان بدان عمل کرد.»
تفاوتهای زنا و عقد موقت:
1. عمل «زنا» به تعبیر قرآن (إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَسَاءَ سَبِیلًا)
عمل زشت و بد راهی است و ازدواج موقت از روی حکمت و علم خداوند به مصلحت بندگان است: «إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیماً حَکِیماً».
2. بر اثر این عمل زشت اگر فرزندان نامشروعی ب هوجود آیند، بین آنان هیچگونه ارتباطی وجود نخواهد داشت و خودشان را نسبت به یکدیگر بیگانه قلمداد خواهند کرد؛ چرا که از اصالت خانوادگی، عاطفه و محبت که موجب ارتباط و اتصال است، برخوردار نمیباشند؛ اما در ازدواج موقت اگر صاحب
فرزند شوند چون شرعی و قانونی است، با فرزندانی که از ازدواج دائم به دنیا میآیند، هیچ تفاوتی ندارند.
3. عمل زنا غالباً همراه با اضطراب و ترس است، به ویژه برای کسانی که اهل ایمان باشند، حال اگر فرزندی به وجود آید طبعاً اضطراب و دلهره در فرزند تاثیر میگذارد که این خود مشکلات جسمی و روحی- روانی برای وی به بار میآورد؛ اما نزدیکی بر اساس عقد موقت چون شرعی و قانونی است و قرآن آن را مباح دانسته، مفاسد مذکور را به همراه نخواهد داشت.
4. فرزندان نامشروع خودشان را به کسی و جایی منتسب نمیدانند و خود را معلول شهوات و غرایز جنسی یک عده شهوتران میدانند؛ در نتیجه روشن است که در جامعه بحران آفرینی میکنند، به طوری که امنیت و آسایش از جامعه سلب خواهد شد، ولی مقاربت مشروع آن عواقب سوء را به دنبال نخواهد داشت.
فرزند نامشروع سرنوشت خود را در آینده مبهم میداند، ولی فرزند قانونی و شرعی اینگونه نیست؛ زیرا از اصالت خانوادگی بهرهمند و نسب وی برای دیگران معلوم است. ممکن است گفته شود: با ایجاد کانونهای تربیتی چه بسا بشود مشکلات مذکور را حل کرد؛ اما باید دانست که ممکن است در یک مقطع زمانی با محبت و عاطفههای مجازی از بروز مشکلات پیشگیری کرد، ولی از آنجا که آنان از نعمت محبت و عاطفه واقعی محروماند مشکلات تربیتی و اخلاقی همچنان باقی میماند.
5. ارتباط زن و مرد در قالب ازدواج موقت خود به خود روابط زناشویی را مدیریت میکند و از ارتباط با افراد متعدد کاسته میشود و همین که این روابط در چهارچوبی نظاممند شد، به طور طبیعی از بسیاری از بیماریهای مقاربتی و ... کاسته میشود و بهداشت جسم و روانِ زن و مرد و جامعه را به ارمغان میآورد.
با توجه به تفاوتهایی که بین زنا و ازدواج موقت بیان شد، حکمت این مطلب روشن میشود که چرا قرآن از عمل زنا نهی کرده و عقد موقت را مباح و جایز دانسته است.
ویژگیهای ازدواج موقت از منظر فقه
در کتب فقهی برای ازدواج موقت ویژگیهایی ذکر شده که از آنها تفاوت ازدواج موقت با زنا روشن میشود. اکنون به بعضی از آنها اشاره میکنیم:
1. ازدواج موقت که به آن «متعه» نیز گفته میشود، مانند ازدواج دائمی است که احتیاج به عقد مشتمل بر ایجاب و قبول دارد و تنها رضایت قلبی دو طرف و نگارش و اشاره و داد و ستد کافی نیست.
2. زن باید در طول مدت ازدواج موقت (صیغه) در اختیار مرد باشد و حق ندارد خودش را در معرض مرد دیگری برای صیغه شدن قرار دهد؛ اما در زنا این حکم رعایت نمیشود.
3. زن باید بعد از اتمام مدت صیغه عدّه نگه دارد؛ یعنی اگر زن «رگل» میشود، در صورت آمیزش باید به اندازهی دو نوبت قاعدگی عدّه نگه دارد و اگر «رگل» نمیشود، باید 45 روز عدهنگه دارد و در این مدت با مرد دیگری ازدواج نکند. در این حکم فرق نمیکند از وسایل جلوگیری کننده از باردار شدن استفاده کرده باشد یا نه، در حالی که در زنا این حکم رعایت نمیشود. 4. اگر مردی از زنش صاحب فرزندی شد، باید مثل فرزند ازدواج دائم مورد حمایت مرد قرار گیرد و نفقه او را پرداخت نماید؛ اما در زنا چون فرزند شرعی و قانونی نیست، از حمایت مرد محروم است.
5. در صورتی که مرد بعد از ازدواج موقت بمیرد، فرزندش از او ارث میبرد، بر خلاف فرزند نامشروع.
ی ادآوری
اینکه شهوترانی لجام گسیخته را بتوان به شکل قانونی و در چهارچوب خاصی مدیریت کرد، دغدغهای بوده که فکر اندیشمندان را همواره به خود مشغول داشته است؛ چنانکه برتراند راسل- دانشمند معروف انگلیسی- ازدواج موقت را به نام «زنا شویی دوستانه» راه حل مشکل جنسی جوانان در
عصر حاضر میداند و آن را به دولتها پیشنهاد میکند و یکی از علمای اهل سنت، پس از نقل این پیشنهاد، افتخار میکند که این قانون جزو قوانین یکی از مذاهب اسلامی یعنی شیعه است. بدیهی است طرح فوق از جهات زیادی به «ازدواج موقت» در اسلام نزدیک است، ولی طرح اسلام از جهات زیادی روشنتر و کاملتر و جامعتر میباشد.
پرسش و پاسخهای قرآنی ویژه جوانان (شبنم مهر)/ زیر نظر محمدعلی رضاییاصفهانی و جمعی از پژوهشگران قرآنی/ قم: انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن ۱۳۸۶