امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

من ولی الله اعظم مقتدای راستینم


توضیحات کوتاه:

من ولی الله اعظم مقتدای راستینم(مدح) چشمۀ عین الحیاتم صاحب علم الیقینم رهنمای اهل ایمان مقتدای اهل دینم آفتاب علم و دانش در سما و در زمینم گوهر شش بحر نورِ ذاتِ ...


توضیحات:

من ولی الله اعظم مقتدای راستینم(مدح)
چشمۀ عین الحیاتم صاحب علم الیقینم
رهنمای اهل ایمان مقتدای اهل دینم
آفتاب علم و دانش در سما و در زمینم
گوهر شش بحر نورِ ذاتِ رب العالمینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
علم در عالم تجلی می کند از منبر من
نور دانش بود از اول هاله ای دور سر من
اهل عرفان چهره بنهادند بر خاک در من
تا ابد جوشد شراب معرفت از کوثر من
وارث علم و کمال و حلم ختم المرسلینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
در حیات علم می جوشد مسیحا از لب من
بس اساتید جهانی کآمدند از مکتب من
روزها باشد همه روز من و شبها شب من
سالکان را رستگاری نیست جز در مذهب من
کلک دانش در کف و دست خدا در آستینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
جابر حیان من تا صبح محشر می درخشد
مؤمن طاقم چو خورشید منور می درخشد
از لب بوحمزه ام پیوسته گوهر می درخشد
در دم گرم هشامم نطق حیدر می درخشد
دوست دارم منطق کوبندۀ او را ببینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
من سپهر معرفت، اصحاب و انصارم ستاره
دانش آموزان درسم تا قیامت بی شماره
تا زمان باقی است باشد لحظه هایم یادواره
مکتب گیتی فروزم راست حمران و زراره
ابن نعمان ها زند موج از یسار و یمینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
انقلاب علمی من بود عاشورای دیگر
باز شد از آن به اهل معرفت دنیای دیگر
دهر شد از نور علمم جنۀ الاعلای دیگر
علم پیدا کرد از قدر و جلالت جای دیگر
عالمی شد در بهشت علم و دانش خوشه چینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
من ز بحر نور باغ کربلا را آب دادم
من در دانش به روی عالم و آدم گشادم
من بنای مذهب جعفر در این عالم نهادم
سال ها سینه سپر کردم، مقاوم ایستادم
می نشد یک لحظه در نشر کمال از پا نشینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
من همان صندوق اسرار علوم ذوالجلالم
نیست در ملک خدای لایزال خود زوالم
سرکشان علم گردیدند یکسر پایمالم
لال گردیدند پیش منطق علم و کمالم
پنج حجت را به فرمان الهی جانشینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
داغ ها دیدم ز اولاد پیمبر صبر کردم
ظلم ها دیدم ز منصور ستمگر صبر کردم
خصم در کاشانه ام افروخت آذر صبر کردم
مثل بابایم علی مانند مادر صبر کردم
حبس شد در سینۀ سوزان شرار آتشینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
برد با پای پیاده خصم سوی قتلگاهم
دست بسته، سر برهنه، در همان شام سیاهم
لب فروبستم، ولیکن بر فلک می رفت آهم
بود فرزندی زهرا و علی تنها گناهم
زخم ها از طعنه ها آمد به قلب نازنینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
حق من این بود کز حقم همه محروم باشم
همچو جد خود امیرالمؤمنین مظلوم باشم
با همه قدر و جلالم تا ابد مغموم باشم
با هزاران غصه از زهر جفا مسموم باشم
هم بسوزم هم شود خاموش آوای حزینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم
****
من که برتر باشد از اوج گمان، جاه رفیعم
من که خلقت را مطاعم، من که خالق را مطیعم
من که در روز قیامت اهل محشر را شفیعم
حق ندارد کس نهد صورت به دیوار بقیعم
نظم «میثم» گشته فریاد دل اندوهگینم
من ششم مولای خلق اولین و آخرینم

نخل میثم: مجموعه اشعار/ غلامرضا سازگار (میثم)؛ مقدمه محمدعلی مجاهدی (پروانه)/قم: حق بین، 1392

سایر اطلاعات:
کد مطلب: h543
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: مذهبی     زیرگروه: اشعار آئینی

دفعات بازدید: 13    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/12 ق.ظ 2:31:00


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=h543


هم گروهی ها
ای تو را از قادر منان سلام الله نجمه!(ولادت) از تمام عالم امکان سلام الله نجمه! از تمام آسمان ها از مه و خورشید و انجم از ملک از حور، از انسان سلام الله نجمه! از مسیح و ...
ای مه ذیقعده امشب آفتاب آورده ای(ولادت) یا جمال احمد ختمی مآب آورده ای یا زجوف کعبه با خود بوتراب آورده ای شادی و شور نشاط بی حساب آورده ای در کویر تشنۀ توحید، آب ...
رسد ندای تفاخر زخاک بر افلاک(ولادت) چنان که ماه زحسرت کند گریبان چاک ستاره گان همه امشب برید سجده به خاک به احترام عزیز دل شه لولاک جهان تمام بهشت است، از جحیم چه ...
مه ذیقعده! چو خورشید مقام آوردی(ولادت) که شب یازدهم، ماه تمام آوردی «چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی» که درخشیدی و با خویش، امام آوردی مرحبا! رحمت حق باد به تو ای ...
ای سند نجات من ولایت تو یا رضا (مدح) صحن نو و عتیق تو کعبه و کربلا رضا دلم بود به یاد تو مدینه الرضا رضا زیارتت به دین من زیارت خدا رضا تو و کرامتت مرا ز خود مکن جدا، ...
ای مزار من چراغ قلب ایران شما(مدح) آسمانی ها زمین بوس خراسان شما سایه ی گلدسته هایم سجده گاه آفتاب گنبد زرّین من خورشید تابان شما من حجازی میربان کلّ خلق عالمم گشتم ...
ای رضا را سجده بر خاک درت(مصیبت) بضعه ی احمد چو زهرا مادرت زاده ی موسی که موسای کلیم با عصا گردیده در طورت مقیم آسمانِ خفته در دامان طوس ماه بزم اختران شمس الشّموس ...
سزد جاری شود از دیده ام خون(مصیبت) که در خون غرق گردد قصر مأمون چه رخ داده که مأمون ستمکار شرار فتنه اش ریزد ز رخسار در افکار پلیدش نقشه ای شوم به دستش خوشه انگور ...
امشب دهید مژده صدف را به گوهرش(ولادت) آن گوهری که رنگ الهی است زیورش امشب فلک گشوده به ماه مدینه چشم ریزد به خاک مقدم آن ماه اخترش امشب به خنده شمس ولایت گشوده لب در ...
امشب شب عید است همه گل بفشانید(ولادت) خود را به در بیت ولایت برسانید از دست رضا عیدی خود را بستانید این بیت بخوانید بخوانید بخوانید انوار الهی به فضا باد مبارک ...