امیدواریم مطالب و محصولات ارزشمندی در اختیار شما عزیزان قرار داده باشیم.

search

فرهنگ از دیدگاه مراجع هندی


توضیحات کوتاه:

به طور کلی تمدن در هند زنده تر از هر کشوری در جهان بوده و دارای قدمت طولانی است. کشورهای معدودی مانند هند این چنین توسط بیگانگان فتح شده و تصرف گردیده اند؛ حتی شمار ...


توضیحات:

به طور کلی تمدن در هند زنده تر از هر کشوری در جهان بوده و دارای قدمت طولانی است. کشورهای معدودی مانند هند این چنین توسط بیگانگان فتح شده و تصرف گردیده اند؛ حتی شمار معدودتری از آنها دارای تنوع شرایط طبیعی، رسوم و زبان های موجود در هند هستند. تداوم تمدن هند به طور عمده نتیجه وجود ساختارهای همگون اسطوره ها و ارزش های رایج و نظام اجتماعی است که طی پنجاه قرن مبارزه پذیرش تدریجی و تلفیق و ترکیب تکامل شکل و هویت مشخص خود را یافته است. در قلمرو وسیع هند اشغال، جنگ یا پیروزی (زمینه هایی که سبب وجود یکپارچگی یا تجزیه ی امپراتوری ها و سلطنت ها می شود)، منجر به جابه جایی تمام عیار جمعیت یا جایگزینی فرهنگی به جای فرهنگ دیگر و یا موجب نفوذ مادی در عادات و منش مردم هند نشده است. کلید یا راه گشای حیات مردم هند و توسعه آن از برخی عادات انتظام یافته معتقدات و خصایصی است که این ملت از آن برخوردار است. دارما و پیگیری متعادل اهداف چهارگانه زندگی. (artha)، کمال مطلوب، کارما (Karma) و کردار و (Moksa) آزادی و نجات، همگی در چارچوب مابعدالطبیعه قابل استناد خود حکومت می کنند. در تحلیل نهایی دستاورد الزامی تمدن هند، القای حس دارما برای هر فرد، فرقه و کردار اوست. هر یک از آنها باید در جستجو و تحقیق و در نهایت تعالی یک سلسله مقررات و وظایف پذیرفته شده طبق مقتضیات حیات باشند.
در مهابهاراتا (Mahabharata)، کریشنا دارما را به صورت امری که محافظت کننده است عنوان نموده: دارما امری است که شامل نظم اجتماعی و نظم جهانی بوده و در افکار مردم هند هر دو اینها تداوم دارند. این عدالت الهی و فراگیر حقیقت و قانونی است که جهان و عقل را بر پا داشته است.
دارما بیان کننده و تنظیم کننده عملکردهای حیات اجتماعی و نحوه حصول اهداف فردی مردم بوده است و در طول قرون و اعصار به عنوان ادامه و تداوم دهنده بدون قید و شرط روابط اجتماعی و نیروی آزادکننده ای که نشأت گرفته از وابستگی متقابل و همبستگی است، توصیف شده است.
هدف فردی، نیل به کمال، همان هدف گروهی مورد نظر از فرهنگ و حصول تمام و کمال تعادل یافتن و عملی کردن و تحقق بخشیدن به موجودیت جهانی انسان و جامعه جهانی (Paramataman) که هند آن را به نام: نارایانا (Narayana)، نامیده و مورد پرستش قرار می دهد و هر یک از این دو با دیگری هویت یافته است.

منابع
محمدتقی جعفری- فرهنگ پیرو فرهنگ پیشرو- صفحه 100-98

سایر اطلاعات:
کد مطلب: f1944
وضعیت مطلب: فعال
گروه اصلی: آموزشی     زیرگروه: عمومی

دفعات بازدید: 4    
محبوبیت: 4   (کمترین=0 و بیشترین=5)    تعداد شرکت کننده در نظر سنجی مجبوبیت: 
تاریخ ثبت: 1401/10/13 ب.ظ 9:11:30


لینک صفحه ی مطلب: https://tadanesh.ir/t?c=f1944


هم گروهی ها
برای بررسی فرهنگ در مراجع آفریقایی سه مورد را مطالعه می کنند: الف. کنیا: فرهنگ راه و روش زندگانی مردمانی است که در برهه ای از زمان به منظور برخورد با چالش های اجتماعی ...
مبانی فرهنگی غرب بازگو کننده همه مغزها و دل های مردم آن سرزمین نیست به خصوص با نظر به تعاریف صحیحی که در دایره المعارف ها و کتب لغت معروف مغرب زمین می بینیم بلکه این ...
با توجه به مطالبی که در دایره المعارف امریکانا بیان شده است، چند نکته قابل ذکر است: 1. این که می گوید: مفاهیم جانبی آن فرهنگ، به طور عمده به افراد تحصیل کرده و آداب دان، ...
در جدال درونی انسان که ممکن است یک طرف مسرت بخش و یا احساس شکست نماید، این چه احساسی است؟ در هر دو حالت، انسان خودش از خودش شکست خورده و در هر دو حالت، انسان خودش بر ...
آنجا که با نفس باید مجاهده کرد، با کدام نفس باید مجاهده کرد؟ با «خود» باید مجاهده کرد؟ کدام «خود» را نباید گذاشت مطلق العنان و آزاد باشد و میدان به دستش بیفتد؟ آن، ...
در دنیا، در مشرق و مغرب -در مشرق اسلامی خودمان زیاد و در مشرق غیر اسلامی و دنیای مغرب اندک- کسانی بوده اند که به چنین وجدان مستقلی در بشر ایمان و اعتقاد داشتند که واقعا ...
قرآن کوشاست که انسان خود را کشف کند. این خود، خود شناسنامه ای نیست، که اسمت چیست؟ اسم پدرت چیست و در چه سالی متولد شده ای؟ تابع چه کشوری هستی؟ از کدام آب و خاکی و با چه ...
افعال طبیعی، افعال عادی است و انسان به موجب این افعال مورد ستایش و تحسین واقع نمی شود. مثلا انسان گرسنه می شود غذا می خورد، تشنه می شود آب می آشامد، کسل می شود می ...
فروید که قهرمان روانکاوی است - معتقد بود که تمام عناصر روان ناخود آگاه انسان از روان خود آگاه گریخته اند و در آنجا جایی را برای خودشان تشکیل داده اند، یعنی عناصر روان ...
هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسان ها، تفاوت بین انسان ضعیف و قوی، بین انسان بزرگ و کوچک، میزان توانایی یا اراده خلل ناپذیر آنهاست ...